دین و زیبائی

(بخش چهارم)

 

به نام خداوند بخشاینده ی بخشایشگر

و به یاد امام مهدی(ع)

**********

خلاصه ی دین وزیبائی بخش سوم

1 بحث دین وهنر.

2 رابطه ی دین وهنر:

الف: شعر وادب.

ب: صدای زیبا.

ج: معماری ونقاشی ومجسمه سازی

**************

در سه بخش گذشته ی بحث دین وزیبائی، جنبه های مختلف نگاه دین در ارتباط با مقوله ی زیبائی مطرح شد. دراین بخش، به چند مورد دیگر از این بحث، وبعضی از شبهات پرداخته خواهد شد:

حسن ظاهری و معنوی، از ملاک های انتخاب افراد برای مسئولیّت های مهم از طرف پیامبر(ص) واهل بیت(ع) :

رسول گرامی(ص) در انتخاب افراد برای مسئولیّت های مهم اجتماعی ومذهبی، موضوع زیبائی وحسن وجمال ظاهری وباطنی را مدّ نظر قرار می دادند، به عنوان نمونه:

1 پیامبر(ص) درجریان بیعت مردم یثرب درسال دوازدهم بعثت، در محلّ عقبه درمکّه، به عنوان اوّلین مبلّغ اسلام در مدینه و معلّم خوش سیما وزیرک وبا استعداد وحافظ قرآنی را به نام مصعب بن عمیر به یثرب فرستاد. مصعب علاوه بر حافظ وقاری قرآن بودن وقدرت خوب سخنوری، سیمای جذّابی داشت که قبل از تشرّف به اسلام در مکّه به طاووس حرم معروف بود. اشراف زاده ای که مجذوب اسلام شد، و پدر و مادرش او را از خانه اخراج کردند، ودر کنار پیامبر(ص) ازهمه استعداد ولیاقت خویش بهره گرفت، ومورد عنایت حضرت واقع شد. واثر وجودی زیبای او این شد که در طول یک سال تبلیغ در یثرب، تمام شهر را آماده ی حضور پیامبر(ص) واسلام کرد.

2 انتخاب دیگر پیامبر(ص) زمانی بود که حضرت تصمیم گرفتند برای سران ممالک دنیا نامه بنویسند، و آن ها را به اسلام دعوت کنند. مسلّماً آن کس که برای رساندن پیام اسلام اعزام می شد می بایست مشخّصات ممتازی داشته باشد. به همین جهت، حضرت، دحیه ی کلبی را مأمور رساندن نامه به قیصر روم کرد. دحیه سفرهای متعددی به شام داشت وبه نقاط مختلف شام کاملاً آشنا بود. قیافه ی گیرا وصورت زیبا، وسیرت نیکوی او، وی را برای انجام وظیفه ی خطیر ابلاغ پیام آماده کرد. منطق نیرومند وصلابت واستقامت سفیر، ظاهر جذّاب و گیرای او باعث شد همه ی اطرافیان و خود قیصر تحت تأثیر قرار بگیرند.(فروغ ابدیّت 2/610)

3 درجریان تبلیغ مردم یمن به اسلام، قبل از مراسم حجّة الوداع، رسول اکرم(ص) ، امام علیّ بن ابی طالب(ع) ومعاذ بن جبل را مأمور آن سرزمین کردند، که امام علی(ع) زیباترین جلوه ی اسلام، ومعاذ بن جبل هم در سخنوری وحسن ظاهر ممتاز بود. واثر حضور آن ها در یمن، شرکت تعداد زیادی از یمنی ها درمراسم آخرین حجّ پیامبربود.

4 در زمینه ی مسئولیّت های تربیتی هم تأکید فراوان بر زیبائی ظاهری وباطنی است. از جمله درمورد معلّمان کودکان ونوجوانان تأکید براین است که، درپوشش، قیافه وصورت ظاهری، برخورد دوستانه و شاد، همبازی بودن با آن ها، و... بهترین باشند. در مورد مسئولیّت امامت جماعت در مساجد، وتبلیغ، در دین تأکید شده است که اگر دونفر از جهات مختلف علمی وعدالت وتقوی و... باهم برابربودند، آن که از نظر ظاهری زیباتر واز نظر سخن وصدا گیراتر است انتخاب شود. چون تأثیر گزاری او در توجّه مردم به دین بیشتر خواهد بود.

5 این عنایت وتوجّه به زیبائی وپاکیزگی، در بسیاری از موارد زندگی امامان مطرح بود. از جمله: روزی امام علی بن ابیطالب در ایام خلافت خودشان باغلام خود قنبر برای معامله به بازار بزّاز ها آمد...و از بزاز جوانی دوپیراهن خرید یکی را به سه درهم ودیگری را به دودرهم، پس به قنبرفرمود سه درهمی را توبردار، عرض کرد مولای من، شایسته تر آن است که شما لباس سه درهمی بپوشی، زیرا منبر می روی وبامردم سخن می گوئی وباید لباس شما بهتر باشد. حضرت فرمودند: تو جوانی ومانند سایر جوانان به تجمل وزیبائی رغبت بسیار داری. بعلاوه من از خدای خود حیا می کنم که لباسم از تو بهتر باشد، زیرا از پیغمبر(ص) شنیده ام درباره ی غلامان سفارش می فرمود، که به آنان همان لباسی را بپوشانید که خود می پوشید وهمان غذارا بخورانید که خود می خورید.(مستدرک1/210)

مبارزه با تجمّل پرستی:

میل به زیبائی، ارضای تمایل خود آرائی و تجمّل، که یکی از خواهش های فطری است به تکامل ذوق و شکفتن احساسات انسان به ویژه جوانان کمک می کند، و آنان را به راه تعالی روحی وپیشرفت های عاطفی سوق می دهد. به همین جهت آئین مقدّس اسلام، این امر را با نظر موافق و مؤکّد به پیروان خود توصیه کرده است.

امّا باید توجّه داشت که اسلام باهر گونه افراط وزیاده روی دراین کار مخالف است، خداوند زیبا است وزیبائی را دوست دارد، امّا دوست ندارد که زیبائی مردان وزنان، حرّاج شهوت پرستی ها وفساد جامعه شود. تجمّل پرستی وزیاده روی در زینت وخود آرائی ومد پرستی عوارض نامطلوبی دربردارد. مسئله ی جمال وزیبائی ظاهری، لباس وپوشش مرتّب و زیبا در اسلام به خاطر ارضای ذوق زیبا طلب انسان وسلامت جسمی وروحی جامعه وفرد است، امّا اگر از کنترل خارج شود واز حدّ متعادل بگذرد عامل فساد وبه هم ریختن تعادل روحی وروانی جوانان، ودرنتیجه جامعه خواهد بود. روی این جهت، اسلام به خاطر کنترل روحیّه ی زیبا طلبی انسان وجلوگیری از فساد وانحراف روحی وروانی جامعه به چند نکته تأکید کرده است:

الف: جلوگیری از تبرّج:

قرآن در سوره ی احزاب به دنباله ی دستوراتی که به همسران حضرت رسول(ص) درمورد نوع برخورد آن ها بامسائل مختلف اجتماعی، توجّه به دنیا، حسّاسیّت زندگی آن ها ونوع پوشش، می فرماید:

« وَقَرنَ فی بُیُوتِکُنَّ وَ لاتَبَرَّجنَ تَبَرُّجَ الجاهِلِیَّةَ الاُولی... شما درخانه های خود بمانید وهمچون جاهلیّت نخستین تبرّج نداشته باشید(درمیان جمعیّت حاضر نشوید واندام و وسایل زینت خود را در معرض تماشای دیگران قرار ندهید.) احزاب 33»

تبــرّج: به مفهوم آشکار شدن در برابرمردم است، واز ماده ی(برج) گرفته شده، که دربرابر دیدگان همه ظاهر است. در مجمع البیان ذیل آیه ی 60 نور می نویسد:

« تبرج آن است که زن زیبائی های خود را اظهار کند واصل آن به معنای ظهور است »

این نکته هم روشن است که فرمان خداوند به زنان حضرت رسول(ص) دراین آیه، تخصیص به آن ها نمی دهد، وشامل همه ی زن های مسلمان خواهد شد.

درآیات دیگر قرآن خطاب به زنان مسلمان می فرماید:

« نباید زینت های خودرا جز برای همسرانشان آشکارکنند نور31 » و « نباید زینت وزیور خود را جز آن مقدار که از آن آشکار است نمایان سازند احزاب59 »

ومقصود از آن چه آشکار است، یعنی آن چیزهائی که عادت زن درجامعه برآشکار بودنش قرار گرفته ومنظور صورت ودست ها است.

(تذکّر یک نکته به آن ها که به ارزش های ایرانی قدیم خود افتخار می کنند، وبا قومیّت غیر ایرانی وبه ویژه اعراب جاهلی مخالفند: براساس اسناد تاریخی، زن ایرانی در دوره های قبل از اسلام پوشیده است، وتبرّج وبرهنگی ونوع پوشش امروز زنان همین قوم، برهنگی سروگردن و... شعار جاهلیّت اعراب قبل از اسلام است.!!!)

درآثار وروایات اسلامی تأکید فراوانی برحفظ سلامت روانی جامعه برمبنای جلوگیری از خود نمائی وتبرّج شده است، حتّی در خود نمائی و به نمایش گذاشتن زینت های زندگی مانند ساختمان های بلند وکاخ ها وماشین ها ی گران قیمت و...

امّا متأسّفانه، امروز جمال وزیبائی زن و وجود لطیف او که باید آعوش گرم تربیت فرزندان صالح برای جامعه باشد، تبدیل شده است به ابزاری برای تبلیغات کالاهای مصرفی، فیلم های سکسی وشهوت آلود، شرکت در مجالس مختلط رقص وسماع، ووسیله ای شده است برای بهره کشی در پست ترین شکل حیوانی. وحسرت بار تر این که جوامع اسلامی هم باسرعت به دنبال تمدّن پوسیده ی غرب، وبا پیش بینی یکی از سیاستمداران آمریکائی درچند سال قبل(که گفته بود از طریق وسایل ارتباط جمعی وفضای مجازی کاری خواهیم کرد که ایرانی ها باافتخار دست زن های برهنه ی خود را بگیرن ودرخیابان ها وملأ عام به تماشا بگذارند) حجاب از سر مسلمانان برداشتند و...

ب: جلوگیری از پوشیدن لباس شهرت:

اسلام علاوه براین که از خود نمائی به شدّت جلوگیری می کند، از هر نوع پوششی که باعث انگشت نما شدن ویا مطرح شدن زن ومرد، دختر وپسردرجامعه باشد منع کرده است. چون این نوع پوشش یا ناشی از نوعی خود برتر بینی است که از تکبّر ونخوت انسان ناشی می شود، ویا اثر یک سلسله عقده های روانی است، که در هر صورت برخاسته از روحیّه ی ناسالم فرد ودر نتیجه، جامعه می باشد. و از طرف دیگر اگر کنترل نشود، به همراه مد پرستی هائی که متأسّفانه همه ی جوامع را تحت تأثیر خود قرار داده، یکی از عوامل مهم فساد واختلال روانی جامعه خواهد بود.

به همین جهت، اسلام به این نکته ی مهم روانی واجتماعی عنایت خاص داشته وهمه ی امّت خویش را به این نوع پوشش ها هشدار می دهد.

امام صادق(ع) درسفارشی به یکی از یاران خود به نام عبید بن زیاد می فرماید:

« آشکارکردن نعمت های الهی نزد خدا از پنهان داشتن ونگه داشتن آن محبوب تر است، پس مواظب باش که همیشه در بهترین شکل و(زیّ) قوم خودت، خودت را بیارائی »(کافی6/ 440)

دراین حدیث از(زیّ) سخن به میان آمده، وبه این مفهوم است که شرایط اجتماعی وعرف جامعه را مراعات کن، وازآن تجاوز ننما که انگشت نما باشی. در عین این که او را به زینت وتوجّه به ظاهر خود سوق می دهد، امّا او را از افراط دراین قضیّه ومطرح شدن باز می دارد.

ودر روایت دیگری از همان حضرت نقل شده که فرمودند:

« برای انسان این خواری وپستی بس، که لباسی بپوشد که عامل شهرت او باشد، ویاسوار مرکبی شود که او را معروف ومشهور کند » راوی از حضرت می پرسد: مقصود از(مَرکَب شهرت) چیست؟ امام درپاسخ فرمودند:« اسب ابلق »(بحار الانوار 78/252)

البتّه امام(ع) یکی از مصادیق مهم شهرت در زمان خودشان را اشاره کرده اند، وگرنه هر نوع لباس گران قیمت مد روز کمیاب، ویا هر نوع وسیله ی سواری داخلی وخارجی، باقیمت های میلیاردی که باعث انگشت نما شدن، ومشهور شدن در بین مردم باشد، مشمول این حدیث خواهد بود.

متأسّفانه، یکی از دلایل شیوع فراوان مد پرستی درجوامع مختلف، همین مسئله ی شهرت طلبی است. موضوعی که در تمام ابعاد زندگی فرد وجامعه اثر گذاشته، در نوع پوشش، معماری خانه ها، تزیین ودکوراسیون محلّ کار ومنزل، وسیله ی نقلیّه، در مهمان داری ها، عروسی ها وحتّی عزاداری ها، که به صورت حادّ و چشم وهم چشمی، باعث بروز بسیاری از مشکلات فردی، خانوادگی واجتماعی شده است. ومردم را از حالت سلامت روانی خارج ساخته است.

ج: منع از تشبّه:

درمبارزه با تجمّل پرستی، اسلام توجّه خاصّی به یک نکته ی دیگر در زندگی مسلمانان دارد، و آن منع وجلوگیری وتشبّه درنوع پوشش، آرایش، وحتّی غذا خوردن است.

مسئله ی منع تشبّه در روایات ما از دوجهت مورد بحث قرار گرفته است: یکی از جهت منع تشبّه زن ومرد با یکد یگر، وجهت دوّم، منع از تشبّه مسلمانان با کفّار ودشمنان خود می باشد.

درجهت اوّل، اسلام می خواهد، درجهت طبیعی، مرد، مرد باشد و زن، زن، وهرکدام با ویژگی ها و احساسات خاص خودشان، ودرهم ریختن این شرایط، یعنی حالت روانی وطبیعی و هویّت خود را از دست دادن، ودرنتیجه، به وجود آمدن انحراف وفساد وتباهی درجامعه، ازهم پاشیدگی خانواده ها، وبه وجود آمدن نسلی بی ریشه وبدون اصالت انسانی.

امام ششم(ع) از پدران گرامیش نقل می فرمایند که:

« رسول خدا، مردی را که خود را به زن ها شبیه می کرد به شدّت تنبیه می نمود، وزن ها را از تشبّه لباس بامردان نهی می فرمود »(میزان الحکمة 5/18)

ودر سخن دیگری، حضرت رسول(ص) تأکید می فرمایند:

« از رحمت خدا به دور است مردی که لباس زنان را بپوشد وخود را شبیه زنان کند. و همچنین زنی که لباس مردان را بپوشد وشبیه مردان شود. »(میزان الحکمة 5/18)

اسلام درعین این که به جمال وزیبائی وزینت سفارش می کند، از تجمّل و زینت های افراطی که حتّی مرد ها را به طرف احساسات وخصوصیّات زنانگی بکشاند به شدّت جلوگیری می کند واصرار براین دارد که زن با همه ی خصوصیّات طبیعی خود زندگی کند. که علی(ع) فرمودند:

« اَلمَرأَةُ رَیحانَة وَ لَیسَت بِقَهرَمانَة زن گل است وقهرمان نیست. نهج البلاغه نامه ی 31»

و درجهت دوّم: اسلام، حتّی در پوشش ظاهری علاقمند است که مسلمانان، درعین توجّه به زیبائی، استقلال خویش را حفظ کنند. زیرا معمولاً نوع پوشش وآرایش افراد یک جامعه نشان وبیان فرهنگ آن جامعه است، اسلام هیچ گاه نمی پذیرد که نوع پوشش وآرایش، ودرنتیجه فرهنگ بیگانه برجامعه ی اسلامی سلطه پیدا کند، وبه تعبیری از فرق سر تا ناخن پا فرنگی شود.

امّا متاسّفانه این معضل در جوامع مختلف بشری، به صورت یک مسئله ی حادّ و پیچیده خود را نشان می دهد، ودستگاه های تبلیغاتی استکبار جهانی وصهیونیسم بین المللی تمام سعی وتلاش خود را در جهان به کار برده تا با تحمیل انواع مد ها و سرازیر کردن انواع مواد مخدّر وو سایل آرایش، فرحنگ خود را برجوامع تحمیل کند.

به هر ترتیب، اسلام با روشن بینی خاص خود به پیروانش در شرایط گوناگون هشدار می دهد. و آن ها را به شخصیّت وهویّت واقعی خود باز می گرداند.

امام علی(ع) درنهج البلاغه می فرمایند:

« کم هستند کسانی که خود را شبیه به قومی بکنند، مگر این که می روند تاخود از آن گروه واز آن قوم بشوند.»(نهج البلاغه حکمت 207)

واز امام صادق(ع) نقل شده که فرمودند:

« خداوند به پیامبری از پیامبران خویش وحی فرمود که به قوم و ملّت خود بگو، لباس دشمنان مرا نپوشید، غذائی مانند غذای دشمنان مرا نخورید، خود را به قیافه وشکل دشمنانم درنیاورید. که درنتیجه دشمنان من خواهید بود، آن چنان که آن ها دشمنان من هستند. »(میزان الحکمه 5/19)

نوع پوشش، آرایش و... بیان گر نوع فرهنگ هر جامعه است. اسلام ومسلمانان که با فرهنگ پوشش وآراستگی ظاهری وباطنی، فرجنگشان عجین شده است، نمی توانند ونباید تحت تأثیر فرهنگ برهنگی وحیوانی بیگانه قرار بگیرند. چون با این وضع همه ی هویّت وفرهنگ اصیل خود را از دست خواهند داد.

البتّه این بدین معنا نیست که جنبه های مثبت زندگی بیگانگان را اگر با فرهنگ ما اصطکاکی ندارد نپذیریم.

دیدگاه دین درمورد رقص و موسیقی:

موضوع رقص و آواز وموسیقی از مسائل چالش برانگیز در فقه اسلامی است، که به خاطر بهره وری های سوئی که از آن درجهت شهوت رانی وفساد اخلاق، همیشه از طرف قدرت های حاکم شیطانی شده است، در بینش اسلامی مورد نهی وتحریم قرار گرفته است.

درمورد رقص، به جهت این که موجب تحریک شهوت، وعامل فساد اخلاقی در مرد وزن خواهد شد، وقرآن هم در ارتباط با مردم عصر جاهلیّت می فرماید:

«.نمازشان درخانه ی خدا، جز سوت کشیدن(مُکاء) و کف زدن(تصدیه) نبود...»(35 انفال)

 هیچ اختلافی بین فقها وجود ندارد، وگروهی فقط رقص زن وشوهر را برای یکدیگر جایز می دانند.

اسلام با این که طرفدار زیبائی است ورقص هم جلوه های زیبائی خاص دارد، امّا هرزیبائی که عامل فساد باشد قابل بهره وری در جامعه نیست. واین رقص هم فرقی نمی کند که در مجالس عروسی وسالن های رقص باشد، ویارقص وسماع صوفیانه.!!

در مورد موسیقی، درعین حالی که جنبه های زیبا ومثبتی از زندگی وروحیّات انسان هارا بانغمه های دل انگیز بیان می کند، باز هم به خاطر کاربردها وبهره وری های سوئی که ازآن درجهت تحریک شهوات وبه ابتذال کشاندن نسل های انسانی، از جانب قدرت های استکباری وگروه های انحرافی وابسته به نیروهای شیطانی، شده ومی شود. همیشه از جانب پیشوایان اسلامی مورد نهی قرار گرفته است. فقط نکته ی اساسی این است که بسیاری از علما با موسیقی مبتذل مشکل دارند، وشاید با بعضی از موسیقی های اصیل ویا موسیقی های آئینی مشکلی نداشته باشند.

منتهی مشکل اساسی جامعه ی امروز ایران در ارتباط با موسیقی، عدم شناخت موسیقی دانان از مبانی دینی، وبرعکس عدم آگاهی بعضی از اهل دین، از مبانی موسیقی است. ونظر کامل را زمانی می توان مطرح کرد که این دوجنبه ی معرفت باهم جمع شود.

درعین حال از جنبه ی مذهبی درشرایط فعلی، برخورد با موسیقی براساس نظر مرجع تقلید هر کسی که مقلّد همان مرجع هست خواهد بود.

حاجیان