عزّت و ذلّت

عـزّت و ذلّـت

 

به نام خداوند بخشاینده ی بخشایشگر

و سلام بر عزّت بخش اهل ایمان

**************

قسم به نور که فیض سحر نخواهد مرد

چو هست ریشه وساقه، ثمر نخواهد مرد

کسوف، عزّت خورشید نمی کاهد

خسوف رخ بدهد هم، قمر نخواهد مرد

میان آتش نمرود زنده ماند خلیل

که رود بین لهیب و شرر نخواهد مرد

(بخشی از شعر سجاد شاکری)

***************

فریاد(هَیهاتَ مِنَّا الذِّلَّة) سیّد الشّهدا، درنینوا، طنین عزّت طلبی و آزادگی همه ی دلدادگان کوی حسین(ع) درطول تاریخ خونبار شیعه است. ودغدغه ی همیشه ی آزادگان این است که راه رسیدن به عزّت وسرافرازی کجا است؟. وعزیزان تاریخ چه کسانی هستند؟ و... وچه عواملی باعث ذلّت انسان می شود؟ چگونه می توان عزیز بود و...؟

مفهوم عزّت وذلّت:

واژه ی عزّت و صفت عزیز در فرهنگ اسلامی، معنای خاصّی دارد که با آنچه دربین مردم متداول می باشد متفاوت است. عزّ دراصل به معناو مفهوم شدّت، غلبه و توانائی است، وعزّت، رفعت وقوّت را می رساند. چنان چه عزیز از صفات واسمای حسنای الهی می باشد:

« فَاِنَّ العِزَّةَ لِلّه جَمیعاً همه ی عزّت وغلبه از آن خدا است 139 نسا » او قاهر وغالبی است که درهیچ شرایطی مغلوب نمی شود.

عزّت در زبان فارسی به معنای سرافرازی، بزرگواری، کرامت انسانی، ارجمندی وشرافت، وضدّ ذلّت است. امّا در فرهنگ قرآن وعترت، عزیز به کسی می گویند که در زندگی شکست ناپذیر است. برتمامی قدرت ها غلبه یافته وپیروزی را به دست آورده است. عزّتمندی مردم یعنی آن که در برابر هر منطقی وهر حرکتی صلابت دارند وقوی هستند.

عزّت در آدمی صفتی است قریب به حالت تکبّر، که اوّلی پسندیده، ودوّمی مذموم است. عزّت ّ شناخت مرتبه ی راستین وواقعی هرکس، وقرار دادن خویشتن درجایگاهی است که باید قرار گیرد. ونیز ارج نهادن به چنین منزلتی که با اهتمام وگام نهادن در طریق فضیلت به دست آمده است.

امّا تکبّر، نوعی جهالت نسبت به موقعیّت خویش بوده و فردیکه به چنین صفتی مبتلا می گردد خود را در مقام برتر از دیگران قرار می دهد. بدون این که شرایط، شایستگی وتوانائی آن را داشته باشد.

ادامه نوشته

حضور در غیبت

حضور در غیبت

 

به نام خداوند بخشاینده ی بخشایشگر

وبه یاد ولیّ خدا امام مهدی(عج)

**************

قرن ها است از میلاد نور، یوسف فاطمه(س)، موعود امّت ها، امام حجّة بن الحسن العسکری ارواحنا فداه می گذرد. صد ها سال حضور، امّا درپس پرده ی غیبت، که پرده ی پنهانیش هم اعمال و رفتار و غفلت مدّعیان پیروی از او است.

در روایات مربوط به میلاد آن حضرت آمده است که زمانی که پا به عرصه ی وجود نهاد، دست ها را به آسمان بلند کرد و این چنین از خداوند بزرگ درخواست فرمود:

« خداوندا وعده ات را در مورد من به انجام برسان، و کارم را سامان بخش، و مرا ثابت قدم بدار، و به وسیله ی من زمین را پر از عدل و داد کن»(بحار الانوار 51/13)

و متأسّفانه اعمال و رفتار و غفلت های ما انسان ها و عدم شایستگی هایمان، اجابت دعای حضرت را قرن ها به تأخیر انداخته است.

طرح یک شبهه:

یکی از شبهاتی که مخالفان شیعه در طول قرن ها برعلیه آن ها مطرح کرده و می کنند این است که:

بر اساس اعتقادات شیعه، امام و رهبر و زعیمی که قرن ها از نظرها پنهان است و در جامعه حضور ندارد، و مردم از رهبری و هدایت مستقیم او بی بهره اند، چه ثمره و فایده ای برای جامعه خواهد داشت. بودن او پس پرده ی غیبت، و عدم دسترسی مردم به او، با نبودنش چه تفاوتی دارد؟

پاسخ:

1 اصولاً یکی از مهم ترین عواملی که باعث حیات، حرکت، پویائی، امید، نشاط و پیروزی ملّت ها می شود، وجود و حضور پیشوایان و رهبرانی است که برخاسته از خود آن ها، محبوب ملّت، و خود از نخبگان و برجستگان وقهرمانان آن ملّت باشند، و با برنامه ریزی و تدبیر تمام نیروهای آن جامعه را در جهت هدف های متعالی آن کانون بدهند و رهبری کنند. گرچه این رهبران مدّتی در زندان وتبعید و اسارت و... به ظاهر دور از دسترس مردم باشند. امّا این روح رهبری و قهرمانی است که به مردم حیات و جنب و جوش و امید می دهد.

ادامه نوشته

مهاجر قم

مهــاجـر قــم

 

به نام خداوند بخشاینده ی بخشایشگر

اَلسَّلامُ عَلَی المَعصُومَةِ الطّاهِرَةِ المَرضِیَّةِ

 

*************

خاتون شهر آینه هائی بزرگوار

زهرای شهر یثرب مائی بزرگوار

چشم ملک ندیده دمی سایه ی تو را

ناموس بارگاه خدائی بزرگوار

این قوم را به راه حقیقت کشانده ای

موسای بی عبا وعصائی بزرگوار

برشانه های باد جهاز تو حمل شد

فرمانروای ملک سبائی بزرگوار

گم کرده ایم کعبه ی حاجات وآمدیم

نزد شما که قبله نمائی بزرگوار

باران رحمت ازلی سهممان شده

بی شک دلیل فیض شمائی بزرگوار

(قطعه ای از شعر وحید قاسمی)

 

دهم ربیع الثّانی مصادف است با رحلت حضرت فاطمه ی معصومه(س) در سال 201 ق در شهر قم.

آن حضرت معروف به کریمه ی اهل بیت(ع) دختر امام کاظم(ع) و نجمه خاتون، و خواهر امام رضا(ع) در سال 201 ق برای دیدار برادرش امام رضا(ع) در توس، از مدینه با کاروانی از بستگان و خویشان راهی ایران شد. کاروان وقتی به ساوه رسید، دچار جنگ سختی با دشمنان اهل بیت(ع) شد، و همه ی برادران و برادرزادگان حضرت معصومه(ع) به شهادت رسیدند و زن ها تنها ماندند. فاطمه ی معصومه پس از دیدن صحنه های دلخراش جنازه های عزیزانش به سختی بیمار شد (و بنا به نقلی حضرت را هم مسموم کردند.) وی پس از این جریان به اطرافیانش گفت او را به قم ببرند.

چون خبر بیماری حضرت معصومه به آل سعید رسید، تصمیم گرفتند خدمت او بروند و از وی درخواست کنند به قم بیاید. در این میان موسی بن خزرج اشعری یکی از اشعریان قم و از شیعیان و یاران امام رضا(ع) در این کار بر دیگران پیشی گرفت و خدمت فاطمه ی معصومه رسید، مهار شتر او را گرفت و فاطمه ی معصومه را وارد قم کرد، وبه خانه ی خود برد. 17 روز در خانه ی موسی بن خزرج ساکن و به عبادت و راز و نیاز مشغول بود و از دنیا رفت. اکنون این خانه و عبادتگاه در قم به ستّیّه یا بیت النّور مشهور است.(منتهی الآمال 2/379 و تاریخ قم)

 

صفات و ویژگی های ممتاز حضرت فاطمه ی معصومه(ع)

اگر تاریخ تولّد ایشان بر اساس نقل مورّخین معاصر سال 173 ق باشد، تنها 24 سال دوران زندگی ایشان طول کشیده است. امّا با این جوانی و کمی سنّشان ویژگی های معنوی فراوانی دارند که ایشان را در بین زنان و دختران دیگر ائمّه(ع) ممتاز کرده است.

حضرت با القاب طاهره، حمیده، بِرِّه، رشیده، تقیّه، نقیّه، رضیّه، مرضیّه، سیّده و اخت الرّضا معروف است و معروف ترین لقب ایشان معصومه است که امام رضا(ع) در روایتی ایشان را به این لقب نام برده اند:

« هرکس معصومه را در قم زیارت کند مانند کسی است که مرا زیارت کرده است »(زاد المعاد 547)

ادامه نوشته