زهرای مرضیّه(س) و دفاع از امامت و ولایت

زهرای مرضیّه(س) و دفاع از امامت و ولایت

 

به نام خداوند بخشاینده ی بخشایشگر

اَلسَّلامُ عَلَی الصِّدّیقَةِ المَعصُومَة

 

**********

زیبائی مدینه به غیر از بتول نیست

بی مُهر او نماز دو عالم قبول نیست

مهرعلی است روزی هر روز مهر و ماه

وقتی چراغ فاطمه باشد افول نیست

زهراترین شکوفه ی گلخانه ی رسول

 با نام تو مدینه مدینه است، یابتول

زهرا شدی که نام علی را علم کنی

پنهان شدی که هردوجهان را حرم کنی

(قسمتی از ترکیب بند زهرائی – علی رضا قزوه)

*********

 

زمانی علمای اهل تسنّن عراق، مرحوم علّامه ی امینی(صاحب کتاب الغدیر) رابرای صرف شام دعوت می کنند. امّا علّامه قبول نمی کند، ولی با اصرار زیاد آن ها، دعوت را می پذیرد مشروط بر این که فقط صرف شام باشد و هیچ گونه بحثی صورت نگیرد. آن ها هم می پذیرند.

پس از صرف شام، یکی از علما - که درآن جمع 70 یا80 نفر از علما بودند – می خواست بحث را شروع کند. علّامه امینی گفت: قرار ما این بود که بحثی صورت نگیرد. امّا آن ها گفتند: پس برای متبرّک شدن جلسه هر نفر یک حدیث نقل کند تامجلس نورانی شود.

آنان شروع کردند هرکدام یک حدیث نقل کردند تا این که نوبت به علّامه رسید. به آن ها گفت شرطم برگفتن حدیث این است که ابتدا همگی برمعتبر بودن یا معتبر نبودن سند حدیث اقرار کنید. همه قبول کردند. سپس علّامه ی امینی فرمود:

« قالَ رَسُولُ اللهُ(ص): مَن ماتَ وَ لَم یَعرِف اَمامَ زَمانِهِ ماتَ میتَةً جاهِلِیَّةً – رسول خدا(ص) فرمودند: هرکس بمیرد وامام زمانش را نشناسد به مرگ جاهلیّت مرده است »

همه ی علما حدیث را باقید متواتر تأیید کردند . سپس گفت: حال که حدیث را تأیید کردید یک سؤال از شما دارم:

آیا حضرت زهرا(س) امام زمان خود را می شناخت یانمی شناخت؟ واگر می شناخت امام زمان فاطمه(س) چه کسی بود؟؟

پرسش، پرسش سنگینی بود. درواقع سؤال از همه ی تاریخ بود. مجلس یک ربع، بیست دقیقه درسکوت محض بود. همه سرشان را به زیر انداختند و چون جوابی برای گفتن نداشتند یکی یکی جلسه را ترک کردند، وباخود می گفتند: اگر بگوئیم نمی شناخت، پس باید بگوئیم که فاطمه کافر از دنیا رفته، و حاشا که سرور زنان جهان کافر از دنیا رفته باشد. و اگر بگوئیم می شناخت، چگونه بگوئیم امام زمانش ابوبکر بوده است؟ (برگرفته از سایت تبیان)

ادامه نوشته

فریاد فاطمه(س) علیه پیمان شکنان

فریاد فاطمه(س) علیه پیمان شکنان

 

به نام خداوند بخشاینده ی بخشایشگر

و به یاد ولیّ خدا امام زمان(ع)

**********

می پرسم از شما که رسولان غیرتید

زهرا مگر خلاصه ی جان رسول نیست؟

گیرم ولایت علی(ع) ازیاد برده اید

آیا غدیر و دست محمّد(ص) قبول نیست؟

آخر اصول عشق چیست جز ولا

آیا مگر حدیث ولا از اصول نیست؟

مهر علی(ع) است روزی هرروز مهر و ماه

وقتی چراغ فاطمه باشد افول نیست

( قسمتی از ترکیب بند زهرائی – علی رضا قزوه)

 

اگر حضرت مریم برگزیده ی خدا دربین زنان زمان خود بود، ومادر پیامبر یکی از ادیان بزرگ ابراهیمی، زهرای مرضیّه برگزیده ی خداوند واسوه والگوی همه ی مردان وزنان عالم تا قیامت است، همان طور که فرزند بزرگوارش امام مهدی(ع) - مصلح جهانی - او را به عنوان اسوه والگوی خود خطاب می کند. او مادر پدرو مادر یازده امام معصوم(ع) ، با رسالتی تا آستانه ی قیامت برای انسان کره ی خاکی است. وچون چنین است فریاد او در خطابه ی فدک، فریاد مصیبت و روضه و اشک فقط نبود، فریاد دیده بانی بیدار برهجوم درد های جانکاه بربشریّت بود.

غدیر، اعلام رسالت جهانی وبرنامه ی آینده ی روشن وزیبای جهان بشریّت بود و نوید آزادی وحرّیّت بردگان خاک و افسوس و صد افسوس، سقیفه، نابود کردن، وآتش انداختن بر همه ی ارکان رسالت تاریخی قرآن و دین و اهل بیت(ع) و حاکمیّت شیطان بر تمام ارکان زندگی بنی آدم.

در خطابه ی فدک، یکی از هشدار های صدّیقه ی کبری(ع) نقض عهد وپیمان شکنی مردم وحاکمان ستمگر بود:

« شما بندگان خدا، نگاهبانان حلال و حرام، حاملان دین و احکام، امانت داران خدا برخویش وپیام آوران او به سوی امّت ها هستید، حقّی از سوی خدا برعهده دارید و پیمانی که با او بسته اید پذیرفته اید، و آن چه را که پیامبرخدا(ص) پس از خود درمیان شما باقی گذارده، کتاب گویای خدا( اهل بیت) وقرآن صادق که نور فروزان وشعاع درخشان او است... اکنون پس از آن همه زبان آوری – در زمان پیامبر(ص) – چرا دم فروبستید؟ وحقایق را پس از آشکار شدن مکتوم می دارید؟ آن هم برابرمردمی که پیمان خود را شکستند؟ و پس از قبول ایمان راه شرک پیشه کردند؟... آیا بامردمی که سوگند خود را شکستند و آهنگ اخراج رسول خدا را نمودند وبرضدّ شما دشمنی آغاز کردند مبارزه نمی کنید؟ آیا از آن ها می ترسید؟ و حال آن که اگر ایمان آورده باشید سزاوار تر است که از خدا بترسید و بس.... امّا می بینم که به تن آسائی خوگرفته اید، و کسی را که از همه برای زعامت و اداره ی امور مسلمانان شایسته تر است دور ساخته اید. »( مسند فاطمه «س» 103)

و درسخنانی با زنان مدینه که به عیادتش آمده بودند، درمورد عهد شکنی مردانشان چنین فرمودند:

« حالم به گونه ای است که از دنیای شما بسی بیزار و مردانتان را دشمن می دارم. حال و قالشان را آزمودم و از آن چه کردند بسی ناخشنودم و آنان را به کناری نهادم، چون تیغ زنگار خورده ی نابرّا و چون نیزه ای از قد دونیم شده، و خداوندان اندیشه های نارسایند، چون بد ذخیره ای از پیش برای خود فرستادند...»( همان 110)

 

شرحی کوتاه بر پیام:

عهد به معنای نگه داری و مراعات پی درپی درشیئ پیمان. معاهده، عهد و پیمان دو طرفه است و گاهی برای مبالغه و تأکید به کار می رود. قرآن و روایات تأکید فراوانی بر وفای به عهد و پیمان دارند.

عهد و پیمان های انسان ها در نظام فردی و اجتماعی شامل عهد با خدا و انبیا و اولیا و عهد بامردم است.

ادامه نوشته

اخلاق و کرامت های انسانی - بخش سوم

اخلاق و کرامت های انسانی

(بخش سوّم)

 

به نام خداوند بخشاینده ی بخشایشگر

وبه یاد ولیّ خدا امام مهدی (عج)

 

امام صادق (ع) می فرمایند:      

کسی که شادمان می شود از این که از

یاران قائم (ع) باشد. باید منتظر باشد،

وبه تقوی و حسن اخلاق، درحال انتظار

رفتار کند .            ( غیبت نعمانی 200)

پرسش ها وپاسخ ها:

دربحث مربوط به نسبیّت ویا اطلاق اصول اخلاقی، شبهاتی مطرح شده است که از مهم ترین آن ها، چند شبهه است که ذیلاً عنوان می شود:

 

شبهه ی اوّل:

می گویند: اگر اصول اخلاقی، مطلق و جاودانه اند، چه توجیه و تفسیری می توان برای استثناها داشت؟

پاسخ:

1 – درواقع اصول اخلاقی، استثنا ندارند، و هرگاه موضوع اصل اخلاقی مشخّص شود، بی درنگ حکم آن نیز ثابت می گردد. گاهی در ملاک اصلی حکم اخلاقی خطا رخ می دهد، مثلاً می گوئیم: (راستگوئی خوب است). ولی اگر موجب ریخته شدن خون بی گناهی شود، یا باعث افشای اسرار پپنظامی گردد، در چنین مواردی «راستگوئی بد است». دراین جا اصل اخلاقی مستثنا نشده، ما در شناسائی موضوع حکم اخلاقی به خطا رفته ایم. درواقع باید حکم می کردیم «ریخته شدن خون بی گناهان و افشای اسرار نظامی ظلم و بد است».

2 – اصول اخلاقی استثنا را برنمی تابد، ولی در مواردی که با پی آمد های نابایست روبه رو می شود، یک فعل خارجی مصداق دو عنوان شده است. مثلاً درمثال قبلی، آن دو عنوان عبارتند از: راستگوئی، و کشته شدن بی گناه و... بنا براین عمل واحد از یک جهت خوب است و از جهتی دیگر، بد.

در چنین مواردی ناگزیر باید یک جهت را برگزید، در انتخاب انجام یا ترک عمل نیز به ناچار باید مراتب حسن و قبح آن راسنجید. بنابراین خوبی و بدی مطلق اند ولی در مقام عمل گاهی با هم جمع نمی شوند.

3 – فعل و رفتار اخلاقی (اخلاق عملی) غیر از خوی و خصلت اخلاقی (نظری) است. مطلق بودن اصول اخلاقی، به معنای مطلق بودن فعل اخلاقی نیست. ممکن است یک فعل و کار به یک اعتبار، اخلاقی باشد، و به اعتبار دیگر ضدّ اخلاقی. به عنوان مثال، تنبیه بدنی کودک به طور مطلق نه خوب است و نه بد، ولی گاهی این رفتار مصداق ظلم و تجاوز است و به لحاظ اخلاقی «بد». و زمانی تنها راه موجود برای تأدیب کودک است، و از جهت اخلاقی «خوب» می باشد. بنابراین خصلت ها و مفاهیم اخلاقی مطلق، و افعال و رفتار اخلاقی نسبی اند.

ادامه نوشته

اخلاق و کرامت های انسانی - بخش دوم

اخلاق و کرامت های انسانی

(بخش دوّم )

 

به نام خداوند بخشنده ی بخشایشگر

و به یاد ولیّ خدا امام مهدی(عج)

« رسول خدا(ص) فرمودند:   

برجسته ترین شما خردمندان شما هستند.

پرسیدند: خردمندان چه کسانی هستند؟  

حضرت فرمودند: صاحبان اخلاق نیکو..»

( کافی 2/ 240)

 

بنیادی ترین عناصر پذیرش مسئولیّت اخلاقی:

انسان موجودی مسئولیّت پذیر است، مسئول در برابر خالق هستی، در برابر خود و جامعه، و مسئول در برابر طبیعت و موجودات دیگر، و این مسئله موجب تکلیف اخلاقی او می شود.

مسئولیّت پذیری و احساس تکلیف برعکس آن چیزی است که عدّه ای مطرح می کنند که از معایب دین آن است که تکلیف مدار است، و از محاسن نظام های دموکراسی این است که آن ها حق مدارند. مگر در جایی حقّی وجود دارد که در برابر آن مسئولیّت و تکلیفی نباشد؟! اگر حکومتی حقوقی دارد مردم تکلیف و مسئولیتی دارند، و اگر مردم حقوقی دارند حکومت ها مسئولند و... حق و مسئولیّت همیشه در کنار همند، و اگر انسان ها خود را مسئول اخلاقی می دانند، خدا و جامعه و طبیعت را ذیحق می پندارند.

امّا سؤال این است که در انسان ها چه عناصری وجود دارند که با حضور آن عناصر این مسئولیّت و تکلیف به وجود می آید؟

عمده ترین عناصر تکلیف آفرین در انسان ها، در عرصه ی مسئولیّت های اخلاقی عبارتند از:

 

 بلوغ:

کودکان و افراد غیر بالغ که به حدّ رشد جسمی و عقلی نرسیده اند، از بار مسئولیّت اخلاقی فارغند. اگر چه اولیای آن ها در قبال اعمالشان مسئولیّت حقوقی دارند. از این رو در نظام اخلاقی اسلام، اعمال نیک اطفال دارای ارزش اخلاقی و ثواب و پاداش است، و شایستگی تشویق دارد، ولی رذیلت های اخلاقی آنان مورد مؤاخذه قرار نمی گیرد، و کیفر و مجازاتی را برای آنان در پی ندارد.

 

 عقل:

علاوه بر بلوغ طبیعی، وجود قوّه ی تعقّل و تدبّر، شرط پذیرش مسئولیّت اخلاقی است، بنابراین افرادی که از سلامت عقلانی برخوردار نیستند و دچار کاستی هائی در نیروی عقلانی هستند، مسئولیّت اخلاقی ندارند، و هیچ مسئولیّت اجتماعی را نمی توان به آن ها سپرد، چنان که قرآن در ارتباط با مدیریّت های مالی افراد بی سرپرست، و اموال جامعه، می فرماید:

« و اموال خود را که خداوند آن را وسیله ی قوام و پایداری زندگی شما قرار داده به سفیهان نسپارید» (آیه ی 5 سوره ی نساء)

سفیه به معنای « ابله» نیست. به معنای انسانی است که هنوز به حدّ رشد ذهنی و عقلی و اجتماعی نرسیده است، انسان غیر رشید.

یکی از دلایل ضرورت وجود عقل در فاعل، نقشی است که عقل در حصول علم و آگاهی در فاعل دارد.

 

3 علم یا امکان تحصیل آن:

فرد هنگامی مسئولیّت اخلاقی دارد که نسبت به زشتی و پلیدی، و ممنوعیّت آن چه باید ترک کند، و نسبت به خوبی و شایستگی آن چه باید انجام دهد، و همچنین چگونگی انجام آن، علم و آگاهی داشته باشد، و یا این که امکان دست یابی به آگاهی لازم را داشته باشد. یعنی در موقعیّت و وضعیّتی باشد که بتواند علم را تحصیل کند.

امّا چرا علم به تکلیف و یا امکان تحصیل آن، شرط مسئولیّت اخلاقی است؟

ادامه نوشته