رسالت اشک
رسالت اشک
به نام خداوند بخشاینده ی بخشایشگر
و به یاد سرور شهیدان، کشته شده ی اشک ها
تاکی به تمنّای وصال تو یگانه
اشکم شود از هر مژه چون سیل روانه
ای تیرغمت را دل عشّاق نشانه
خواهد به سرآید غم هجران تویانه؟
جمعی به تو مشغول وتوغایب زمیانه
**********
فریاد که جز اشک شب وآه سحرگاه
اندرسفرعشق، مراهم سفری نیست
**********
شرمنده ی خون گرمی اشکم که همه عمر
نگذاشت مرا گرد به مژگان بنشیند
**********
ازمن مپرس کزغم تو چون گریستم
دوراز دوچشم مست تو من خون گریستم
رفت آن که بود لیلی من، من هم از غمش
رفتم زدست بس که چو مجنون گریستم
گریه یکی از اصیل ترین وشایع ترین رفتارها وواکنش های آدمی درحالاتی چون اندوه شدید، ترس، احساس گناه، احساس ترحّم، احساس درد، تنهائی مفرط، درماندگی، افسردگی ودلتنگی، وحتّی در بعضی موارد به هنگام شوق وشادی که غالباً با ریختن اشک وناله وزاری همراه است.
می گویند گرییدن واشک ریختن به هر دلیل که باشد، آرام بخش است و در ادیان وعرفان شأن شایسته ای دارد و آن را حاکی از صفای ضمیر و رقّت قلب و پاکی احساسات می شمارند.
طرح یک اشکال:
این نکته قابل پذیرش است که گریه جایگاه خاصّی از نظر روانی وطبیعت وجود انسان دارد امّا در کنار حزن و اندوه و اشک و ناله و... شادی، سرور، خنده به عنوان یک امر طبیعی لازمه ی زندگی آرام انسان ها است. چرا در دین اسلام به ویژه درتشیّع و متون مناجات ها و... ترغیب به حزن واندوه و اشک و ماتم و عزاداری شده است؟ چرا دعاها ومناجات هائی مانند دعای کمیل، دعای ندبه، دعای عرفه، زیارت عاشورا و... سراسر فریاد است و ناله و اشک و سوز و گداز...؟ و چرا برای شهادت امامانشان، مخصوصاّ امام حسین (ع) و یا در فراق امام زمانشان این چنین فریاد می زنند و گریه می کنند؟ چرا ادیان و یا فرقه های دیگر چنین مراسمی را ندارند؟
آیا از جنبه ی روانی این ضجّه ها وناله ها بزرگ ترین عامل خمودی وافسردگی و تخدیر جامعه، و از بین رفتن تحرّک و نشاط مردم به ویژه نسل جوان نخواهد شد؟ و آیا عامل ایجاد تنش های منفی اجتماعی و خشونت ها نمی گردد؟