امام رضا(ع) و دفاع از حریم عصمت انبیا و امامان(ع)

امام رضا(ع) و دفاع از حریم عصمت انبیا و امامان(ع)

 

به نام خداوند بخشاینده ی بخشایشگر

و سلام بر امام علیّ بن موسی الرّضا(ع)

************

بحث عصمت انبیا و امامان(ع)، یکی از مسائل پرگفت وگو و پر چالش قرن ها تاریخ ادیان الهی است. وبا این که از ضروریّات رسالت انبیا و هدایتگری اولیای الهی، مسئله ی مصون بودن آن ها از هرگونه خطا و اشتباه و گناه است. امّا متأسّفانه در کتب انبیای گذشته(تورات و انجیل فعلی)، و در روایات اسرائیلی مسلمانان، خطاها و گناهانی به آن ها نسبت داده شده، که گاهی از شرور ترین انسان ها انتظار نمی رود.

قرآن در دفاع از حریم این اولیای الهی، مسائل مختلفی را مطرح کرده، و در روایات شیعه به ویژه در احتجاجات امام رضا(ع) استدلالات منطقی و قوی مطرح شده است.

در ادیان الهی وکتب آسمانی موجود، هیچ کتابی مانند قرآن، حریم انبیا و اولیا را چنین پاکیزه ومطهّر از هر گونه گناه و آلودگی مطرح نکرده، و دربین گروه های مختلف اسلامی، هیچ آئینی جزشیعه تا این حد از عصمت آن ها دفاع نکرده است.

مقوله ی عصمت، علاوه برجنبه ی اعتقادی، هم جنبه ی کلامی دارد و هم از جهت هدایت و تربیت انسان ها در طول تاریخ قابل تأمّل است. و از دیدگاه اسلام به خاطر نقش جهانی رسالت پیامبر(ص) و امامت و پیشوائی امامان اهل بیت(ص) در طول تاریخ تا قیامت(پیشوائی و زعامت همه ی انسان ها). عصمت آن ها هم جلوه ی جهانی خواهد یافت. و بر مبنای این اعتقاد امکان ندارد که خداوند مسئولیّت هدایت انسان ها را در طول تاریخ حیات بشر به دست کسانی بسپارد که گرفتار صدها اشتباه و خطا و گناه شده باشند.

واتّفاقاً تجربه ی زندگی بشر و ضربه های هولناکی که بشر از حاکمیّت انسان های ظالم و ستمگران دیکتاتور تاریخ خورده است، آرام آرام به این حقیقت دست می یابد که برای نجات انسان ها از این همه فجایع و فساد و ظلم و جنایت، حضور یک منجی آسمانی معصوم باهمه ی ویژگی های یک انسان کامل الهی لازم وضروری است.

دلایل وثمرات انکار عصمت پیامبران و امامان(ع):

با توجّه به اثبات ضرورت عصمت انبیا و امامان(ع) برای هدایت درست انسان ها، و با عنایت به فداکاری ها و صداقت آن ها که تاریخ بیانگر راستین آن است، و... به چه دلیل، چه در کتب پیشین(مانند تورات و انجیل) و چه در مجموعه ی روایت های اسرائیلی در بین کتاب های مسلمانان این حجم خطا و گناه بهآن ها نسبت داده شده است؟ درپاسخ به این سؤال به چند نکته باید توجّه کرد:

1 خنثی کردن نقش الگوئی و تربیتی پیامبران و امامان(ع) از طرف دشمنان آن ها:

ادامه نوشته

حـسرت

حـسرت

 

به نام خداوند بخشاینده ی بخشایشگر

و به یاد امام مهدی(ع) منجی انسان از حسرت ها

***************

حرف های ما هنوز ناتمام

تا نگاه می کنی

وقت رفتن است

باز هم همان حکایت همیشگی

پیش از آن که باخبرشوی

لحظه ی عزیمت تو ناگزیر می شود

ای، ای دریغ و حسرت همیشگی

نا گهان چقدر زود دیر می شود

(شعر قیصر امین پور)

*************

حسرت: افسوس یا پشیمانی ویا دریغ، یک واکنش منفی انفعالی در مقابل نعمت، یا امتیاز گذشته و از دست رفته است. حسرت یک نوع غم است، ندامت و اندوه شدید برآن چه از دست رفته باشد، وامکان باز گشت آن نباشد. به شخص خسته و پشیمان از گذشته(حاسر و محسور) می گویند.

دربعضی از تعابیر قرآنی(یاویلتی) هم بیانگر حسرت سنگین انسان ها است.

حسرت از ریشه ی حسر، باکلمه ی حصر و محصور یک تفاوت دارد: حصر به معنای قفس و زندان است. که درآن بال پرواز و پای فرار بسته نیست. اما در محسور، انسان حسرت زده گرچه در حصر و زندان نیست امّا مانند کسی است که در گِل و یا باتلاقی فرورفته که اصلاً هیچ امید نجاتی برای او نیست.

چه عواملی باعث حسرت انسان می شوند؟

در قرآن و روایات و در زندگی فردی و اجتماعی، حسرت ها به دو گونه ی(دنیوی واخروی) تقسیم می شوند. الف: حسرت های دنیوی:

حسرت های دنیوی مربوط به از دست دادن نعمت ها ویا نرسیدن به امیال و آرزوهائی است که انسان فقدان آن ها را با تمام وجود در همین دنیا درک می کند ودچار حسرت می شود وفریاد دریغ و آه و تأسّف او بلند می شود. به عنوان نمونه:

1 امام علی(ع) می فرمایند:

« آرزوهای دور و دراز موجب فراموشی قلب و تکذیب وعده ها و زیادشدن غفلت و عامل حسرت می شود »

(الغارات 2 /436)

مقصود از آرزوهای دور و دراز، تمنّاهائی در زندگی مادی است که بدون اندیشه و بدون در دست داشتن امکانات مادی و معنوی، وموقعیت های مناسب، شخص بخواهد به آن برسد.

ادامه نوشته

تقوای حضور

تقوای حضور

 

به نام خداوند بخشاینده ی بخشایشگر

و سلام بر امام المتّقین علیّ بن ابیطالب(ع)

**************

بار ما شیشه ی تقوا و سفر دور و دراز

گرسلامت بتوان بار به منزل بردن

*****

گفتا کجاست ایمن،گفتم که زهد وتقوا

گفتا که زهد چه بود گفتم ره سلامت

**********

طولانی شدن فاصله از صدر اسلام تا زمان ما، تحوّلات عظیم فرهنگی ودینی در تمام جهان و به ویژه در کشور های اسلامی، تبلیغات مسموم و هجمه های فراوان وخطرناک نظامی وسیاسی و فرهنگی و ضد دینی برعلیه همه ی ارزش ها و ارکان جامعه ی اسلامی، دور افتادن جامعه ی اسلامی از معارف ناب اهل بیت(ع)، ورود فلسفه ها وعرفان های منحرف بشری در فرهنگ جوامع دینی، به وجود آمدن بدعت ها و خرافات به نام مذهب، دفاع ناشیانه ی بعضی مبلّغان ناآگاه در طول تاریخ از ارزش ها ی دینی و شعارهای توخالی وبدون عمل مدّعیان دینداری در جوامع اسلامی و... همه وهمه باعث شده که بالاترین وزیباترین ارزش های انسانی واسلامی یا فراموش شوند، ویا دچار تحریف گردند و تکرار آن ها ملالت آور شود، وتوجّه به آن ها ومطرح کردن آن ها نشانه ی عقب ماندگی وارتجاع باشد و...

درحالی که یکی از یاران امام علیّ بن موسی الرّضا(ع) می گوید:

« از امام(ع) شنیدم که می فرمودند: خدا رحمت کند بنده ای را که امر ما را زنده کند. از او پرسیدم چگونه می توان امر شما را زنده کرد؟ حضرت فرمودند: علوم و دانش های ما اهل بیت را بیاموزد و به مردم هم آموزش دهد، زیرا اگر مردم نیکی های کلام ما را بدانند از ما پیروی می کنند »(عیون اخبار الرضا 1/307)

از جمله ی این واژه ها ی مترقّی وسازنده و زیبا، واژه ی(تقوا) است.

که در قرآن و نهج البلاغه و متون پربار اسلامی، به عنوان بزرگ ترین وبالاترین محور حفظ و صیانت بشر از هر گونه فساد و تباهی دنیوی و اخروی شمرده شده است.

(تقوا) ازریشه ی(وقی). وقایه، برخلاف آن چه که در فارسی به معنای پرهیز معنا می شود، به معنای حفظ و حراست و نگهبانی است، آفت زدائی از زندگی وهمه ی ابعاد آن، مواظبت برآسیب ها و موانع تا رسیدن به اهداف متعالی زندگی انسان را(تحت هر شرایطی) تقوی می نامند.

به تعبیر امروزی، تقوی مانند گذشتن از میدان مین است، که هم باید مجهّز بود و هم آماده و هم مواظب خطر.

تقوا، نیروئی است روحی و مقدّس و متعالی که منشأ کشش ها و گریز هائی می گردد، کشش به سوی ارزش های متعالی، و گریز از پستی ها و آلودگی های مادّی و درونی. تقوی حالتی است که به روح انسان شخصیّت و قدر می دهد و آدمی را مسلّط برخویشتن و مالک خود می نماید. در حالی که انسان های بی تقوی، مملوک وبرده ی نفس خویشند.

ادامه نوشته

بازیابی هویّت انسان در عصر موعود(عج) ـ ویراست جدید

بازیابی هویّت انسان در عصر موعود(عج)

(ویراست جدید)

 

به نام خداوند بخشاینده ی بخشایشگر

و به یاد ولیّ خدا امام مهدی(عج)

**********

وقتی دوباره پر شده از بت جهانمان

شرک است، ذکر نام خدا بر لبانمان

اهریمنانه باعث شرم خدا شدیم

گم باد از صحیفه ی عالم نشانمان

تیر و کمان به دست گرفتیم تا مباد

غرق پرنده ها بشود آسمانمان

وقت حضور توست مخواه آخرین امید

بی قهرمان تمام شود داستانمان

(بخشی از شعر مسلم محبّی)

**************

یکی از ویژگی های عصر غیبت امام زمان(عج) بحران هویّت و خود فراموشی واز خود بیگانگی انسان است.

گرچه بحران هویّت و از خود بیگانگی انسان مسئله ی جدیدی در واقعیّت های زندگی انسان ها در طول تاریخ نیست. امّا در عصر غیبت به خاطر دور ماندن انسان ها از رهبری الهی و معصوم، دچار بحران های شدید تری در حقیقت وجودی خود شده اند.

به تعبیر بسیاری از روانشناسان و جامعه شناسان عصر جدید، انسان ها و جوامع فراوانی گرفتار مسخ روحی و روانی و یا به تعبیری گرفتار الیناسیون و از خود بیگانگی شده اند. و فراموش شدن انسان و بی هویّتی او از ویژگی های امروز بشر است.

گاندی درمقدّمه ی کتاب(این است مذهب من) می نویسد:

(غربی به کارهای بزرگی قادر است که ملل دیگر آن را در قدرت خدا می دانند. لیکن غربی از یک چیز عاجز است، و آن تأمّل در باطن خویش است، تنها این موضوع برای پوچی درخشندگی کاذب تمدّن جدید کافی است... غربی به جای خویشتن جوئی در پی نسیان و بیهودگی خویش است)

اگر امروز گاندی می بود اعتراف می کرد که نه تنها غربی بلکه اکثر انسان ها گرفتار چنین وضعی شده اند.

- مقصود از هویّت چیست؟

هویّت: واقعیّت وجودی هر چیزی است که در قالب فرایند و مجموعه ای از ویژگی ها و مشخّصات آن چیز که موجب تمایز آن از دیگر اشیاء و چیز ها شده و آنرا قابل تشخیص و تعریف شدنی می کند بیان می نماید. هویّت کامل هر چیز یا هر شیئی دارای اصالتی ثابت شده است و به موجب این اصل است که تمام آفریدگان خلقت و هستی دارای وجود یگانه و مخصوص به نوع خود هستند و تجربه ی زندگی آن ها به دلیل همین ویژگی در آن ها محقّق است.(سایت جوان امروز 19/7/88 - تأمّلی بر مفهوم هویّت)

عده ای از جامعه شناسان هم می گویند: هویّت انسانی مقوله ای اجتماعی است، همه انسان ها به هنگام تولّد فارغ از اینکه درکجای زمین به دنیا می آیند و یا از چه تعلّق قومی و قبیله ای برخوردارند دارای ویژگی های یکسان نوع انسانی در میان موجودات هستند و هیچ گونه تفاوت ظاهری با یکدیگر ندارند.

گروهی می گویند هویّت اجتماعی انسان از پنج مقوله پیروی می کند:

- عوامل جغرافیائی و اقلیمی - عوامل سیاسی و تاریخی - عوامل اقتصادی و معیشتی - عوامل فرهنگی - مؤلّفه های تربیتی(سایت تابناک 14/7/1390)

در تعریف دیگری از هویّت انسانی گفته اند:

اگر آدمی برای پرسش های زیر پاسخ های مطمئن و متقاعد کننده ای بیابد، در حقیقت هویّت خویش را باز یافته است:

ادامه نوشته

بهار یتیمان

بهار یتیمان

 

به نام خداوند بخشاینده بخشایشگر

و به یاد ولیّ خدا امام مهدی(ع)

************

کنار من، صدف دیده پر گهر نکنید

به پیش چشم یتیمان، پدر پدر نکنید

توان دیدن اشک یتیم درمن نیست

نثار خرمن جان علی، شررنکنید

*************

الا تا نگرید که عرش عظیم

بلرزد همی چون بگرید یتیم

برحمت بکش آبش از دیده پاک

بشفقت بیفشانش از چهره خاک

*************

از جمله وصایا، و سفارشات امام امیر المؤمنین(ع)، نزدیک شهادتشان به فرزندانشان، توجّه ویژه به یتیمان است، آن جا که می فرماید:

« خدا را، خدا را در توجِّه به یتیمان، برای دهن هایشان نوبت قرار ندهید که گاهی سیر و گاهی گرسنه بمانند، ونکند یتیمانی که پیش شماهستند، در فقر و گرسنگی ضایع شوند. از رسول خدا(ص) شنیدم که می فرمودند: کسی که سرپرستی یتیمی را به عهده بگیرد تا یتیم بی نیاز شود، خداوند به خاطر این عملش بهشت را براو واجب می کند، همان طور که آتش را بر خورنده ی مال یتیم واجب کرده است »(کتاب قیس هلالی 2/ 926)

چنان علی(ع) غرق توجّه به یتیمان و بی سرپرستان بود که ابن عباس، پسر عموی حضرت در مورد ایشان می گوید:

« به خدا قسم علی(ع) هم پیمان با اسلام و پناهگاه یتیمان... و نهایت احسان و نیکی به مردم بود... »(المستر شد 306)

و خود حضرت در مورد نیکوکاری می فرماید:

« برترین نیکی و نیکوکاری سرپرستی و تعهّد نسبت به یتیمان است.»(غررالحکم)

و چه زیبا در وصف امام حسین(ع) و امام زمان(ع)، در زیارت های آنان عرضه می داریم:

« یاحسین، تو بهار یتیمان بودی... » و « سلام بر صاحب الزّمان، ای بهار یتیمان »

و به خاطر عظمت توجّه به یتیمان در دعای روز هشتم ماه رمضان از خداوند می خواهیم:

« خداوندا در این ماه صیام، لطف و رحمت بر یتیمان را روزی من قرار بده »

در زبان و ادبیات فارسی و عربی، یتیم به کودکی گفته می شود که پدرش را قبل از بلوغ خود از دست بدهد، یتیم یعنی انسان پدر مرده، و به معنای شیئ مفرد و تنها از هر چیز، و دُرِّ یتیم یعنی مروارید بی مانند و گران بها...

اسلام به خاطر این که بچّه های یتیم، بسیاری از مواهب را از دست می دهند، و از محبّت پدر و مادر محروم می شوند، توجّه و عنایت ویژه به آن ها دارد. به عنوان نمونه:

1 درآیه ی 2 سوره ی نسا می فرماید:

« و اموال یتیمان را به آنان باز دهید، و مال پاک و مرغوب آنان را بامال ناپاک خود عوض نکنید و اموال آنان را همراه با اموال خود نخورید که این گناهی بزرگ است. »

ادامه نوشته

خطرناک ترین دشمن بشر

خطرناک ترین دشمن بشر

 

به نام خداوند بخشاینده ی بخشایشگر

وبه یاد ولیّ خدا امام مهدی(عج)

************

بی رحم ترین دشمنم آمد به جدالم

ای کاش که می سوخت دل نفس به حالم

من را به زمین می زند این نفس ستمگر

با تیر جفائی که رها کرد به بالم

می ترسم ازاین کبر و غرور دل غافل

مانع بشود از سفر رو به کمالم

ای کاش که در نیمه ی این ماه مبارک

تقدیر شود لحظه ی مطلوب وصالم

ای یار سفرکرده کجائی که قریب است

غفلت بشود در همه ی عمر وبالم

(شعر اصغر چرمی)

**************

رسول خدا حضرت محمّد(ص) در کلامی هشدار دهنده فرموده اند:

« اَعدی عَدُوِّکَ نَفسُکَ الَّتی بَینَ جَنبَیکَ = دشمن ترین دشمنان تو نفس تو است که در وجود تو است »

(بحار الانوار 67/ 64)

در ادبیات فارسی هم از نفس انسان به عنوان گرگ و اژدها و... یادشده، و در دیگر متون اسلامی از جهاد با نفس به عنوان جهاد اکبر یاد شده است؟

سؤال این است که مقصود از این دشمن ترین دشمن انسان چیست؟ و چه ویژگی در آن، باعث این همه حسّاسیّت، و هشدار نسبت به آن شده است؟

در این مقاله هدف رویکرد قرآن و روایات در مقوله ی نفس و مراتب آن است، و به نگاه های فلسفی و عرفانی آن پرداخته نشده است.

نفس، درقرآن به چند معنا آمده است:

1 روح: درسوره ی زمر آیه ی 42 می خوانیم:

« اَللهُ یَتَوَفَّی الاَنفُسَ حینَ مَوتِها... خداوند به طور کامل روح انسان ها را در لحظه ی مرگ می ستاند...»

2 ذات و شخص: ودر سوره ی بقره آیه ی 48 می فرماید:

« وَاتَّقُوا یَوماً لا تَجزی نَفسٌ عَن نَفسِ شَیئاً... بپرهیزید از روزی که هیچ شخصی را به جای شخصی دیگر جزا نمی دهد. »

3 تمایلات انسانی، غرایز و خواهش های وجود انسان:

درسوره ی یوسف آیه 53 می فرماید:

« و ما اُبَرِّئُ نَفسی اِنَّ النَّفسُ لاَمّارَةً بِالسُّوءِ اِلّا مارَحِمَ رَبّی... من نفسم را تبرئه نمی کنم زیرا نفس فرمان به زشت کاری می دهد مگر آن که پروردگارم رحم کند. »

و یا در سوره ی شمس آیه ی 7و 8 می خوانیم:

« وَ نَفسٍ وَ ما سوّ اها، فَاَلهَمَها فُجُورِها وَ تَقویها... قسم به نفس و آن چه آن را آراست، پس به آن زشتی اش و پاکی اش را الهام کرد. »

و در آیه ی 2 سوره ی قیامت اشاره می فرماید که:

« لا اَقسِمُ بِا لنَّفسِ اللَّوّامَة... قسم به نفس ملامت گر... »

ادامه نوشته

عطر بهار روزگاران در ضیافت نور

عطر بهار روزگاران در ضیافت نور

 

به نام خداوند بخشاینده ی بخشایشگر

وبه یاد ولی خدا امام مهدی(عج)

************

مهمان توأم ای فلک از شوق تو شیدا

ای آینه ی مهر تو از خوان تو پیدا

ای عطر گل مریم و ای روح بهاران

ای زمزمه ی جاری آواز مسیحا

(قسمتی از شعر فرید عباسی)

************

سلام بر ماه ضیافت نور، ماه رمضان، ماه اسلام، ماه پاکیزگی، ماه آزمایش و تصفیه ی درون، ماه نزول کتاب های آسمانی، ماه نزول آیات جاوید خداوند(قرآن) و بهار قرآن.

سلام و درود برماه رمضان، اوّلین ماه سال، که همه ی مقدرات بشر در طول سال از شب قدر آن رقم می خورد. ماه گرسنگی و تشنگی تن برای رفع گرسنگی و عطش جان و روح.

ماه بیداری و ماه آگاهی و تذکّر به آن ها که نمی دانند، ماه برانگیختن آن ها که نشسته اند، و باز گرداندن آن ها که برگشته اند، ماه آزادی و آزادگی از حقارت هر بندی وبردگی هر نیازی، جز بندگی معبود، نیاز به درگاه بی نیاز، تمرین روی آوردن دوباره ی ذرّه ی ناچیزی از کائنات به مبدأ هستی، تمرین پرواز مرغی که از پریدن عاجز است.

سلام برماه روزه که درآن فرشتگان به همراه بزرگ ترین فرشته ی الهی(روح) با هدیه آوردن برات آزادی انسان به محضر انسان کامل بار می یابند، نازل می شوند که انسان ها را تا ملکوت به پرواز در آورند.

ماهی که در آن انسان می آموزد، دنیا چراگاه گوسفندانی نیست که خوب بخورند تا بخورندشان، و خوب بنوشند تا بدوشندشان. دنیا جنگل پراز آب و علف و میوه ای نیست که حیوانات مرفّه وبی خیال را پرورش دهد، دنیا فقط کارگاه تولیدی و شرکت اقتصادی و بانک مالی نیست. وانسان فقط موجودی نیست که تولید کند و مصرف، ومصرف کند وتولید، که دنیا مکان انسان شدن و فضای بزرگ تکامل یافتن و جایگاه عظیم و وسیع پرواز کردن و اوج گرفتن است. و این را انسان در کلاس ماه رمضان می آموزد.

ادامه نوشته

دوران انتظار به درازا کشید

دوران انتظار به درازا کشید

 

به نام خداوند بخشاینده ی بخشایشگر

و به یاد ولیّ خدا امام مهدی(عج)

************

« اَللّهُمَّ طالَ الاِنتِظارَ وَ شَمِتَ مِنَّا الفُجّارُ وَ صَعُبَ عَلَینَا الاِنتِصار = خداوندا دوران انتظار طولانی شد، و ستمگران مارا شماتت و سرزنش کردند، ویاری خواهی برما سخت شد. »

(زیارت سرداب مقدّس مفاتیح الجنان)

انتظار فرج، به معنای چشمداشت و امید به حضور در دنیائی براساس حیات طیّبه ای که پراز نور علم و عقلانیت و آزادگی و رفاه و عدالت و انصاف و مروّت و محبّت و عشق، تحت هدایت و زعامت رادمردی الهی و معصوم باشد.

 این انتظار از زمان حضور آدم(ع) در این کره ی خاکی، با تلقّی او از کلمات الهی، و فراگیری اسمای حسنای خداوند، آغاز شد. اعتقاد به منجی و انتظار و امید به نجات از همه ی فتنه ها و ستم ها و فسادها که در زمان انبیای الهی فراگیر بود، با هم سفری با کشتی نوح، و گلستان شدن آتش نمرود برای حضرت ابراهیم، و غیبت و عزّت حضرت یوسف(ع) و اوج عزّت بنی اسرائیل، والتجا و تضرّع بنی اسرائیل از ستم و بیداد فرعونیان، و ظهور منجی آن ها(حضرت موسی(ع) ) با پرورش یافتنش در دامن دشمن بزرگ بنی اسرائیل، بالطف وعنایت خدا، با تعجیل 170 ساله. و عبور این قوم برای نجات از ستم فرعونیان از دریا، و ورودشان به ارض مقدس، و اراده ی خدا به امامت و وراثت مستضعفان عالم برزمین، و وعده ی وراثت صالحان در کتاب زبور، و نجات قوم یونس از عذاب الهی با تضرِّع و توبه، و ظهور منجی موعود بنی اسرائیل(حضرت عیسی ع) و وعده ی قطعی الهی در قرآن(آیه ی 55 سوره ی نور = وَعَدَ الله...) به خلافت و حکومت صالحان و... همه ی این ها زمینه ساز بزرگ ترین انتظار تاریخ بشر برای تحقق حاکمیت الهی بر کره ی خاکی تحت زعامت و رهبری امام حجّة بن الحسن العسکری(عج) است.

و تمام رسالت و مجاهدت ها و تلاش های خستگی ناپذیر امامان اهل بیت ع، ورشادت ها وشهادت ها و... آن امامان نور، دعوت بشر وبردن انسان ها در کلاس انتظار، با توجّه و براساس سه رکن اصلی آن بود.

ادامه نوشته

نجوای شب نیمه ی شعبان

نجوای شب نیمه ی شعبان

 

به نام خداوند بخشاینده ی بخشایشگر

وبه یاد ولیّ خدا امام مهدی(ع)

**********

نسیم نیمه ی شعبان بشارت آورده

که جشن عترت وعید بزرگ قرآن است

قسم به عید غدیر و مراسم قربان

که این مکمّل عید غدیر و قربان است

**********

شب نیمه ی شعبان، از شب های با عظمت، و به تعبیر امام صادق(ع): بعداز شب های قدر، شبی به قدر و منزلت آن شب نیست. وخداوند به برکت آن شب که ولادت حجّت خدا به برکت و عظمت آن افزوده است به بندگانش عنایت خاص دارد. و به تعبیر تعدادی از روایات جزء شب های قدر است. که شب احیاء با اعمال و دعاهای ویژه است. از جمله دعاهای آن شب، دعائی است در مورد امام زمان(عج) که در این نوشته ی کوتاه به ترجمه و شرح مختصری از آن پرداخته شده است:

ترجمه ی دعا:

« خدایا به حقّ این شب ما، و مولود در این شب و حجّت موعود، آن که فضلی دیگر بر مقام فضیلتش افزودی. پس کلمه ی توحید تو از جهت صدق و عدالت به حدّ کمال رسید. تغییر دهنده ای برای کلمات تو نیست و آیاتت را کسی تعقیب نتواند کرد. آن کلمات آشکار، انوار مشعشع و روشنی فروزان تو است، و پرچم و راهنمای نور معرفتت در این شب تاریک طولانی عالم می باشد. همان امام غایب پنهان از نظرها که میلادش با عظمت و اصل و تبار او با کرامت است و فرشتگان گواهان او هستند، و هنگامی که وعده ی ظهورش فرا برسد، خداوند یاور و نیروبخش او و فرشتگان یاری گر او خواهند بود. او شمشیر قهر خدا است که هرگز کند نمی شود، و نور خدا است که خاموش نشود، و صاحب مقام حلم است که سبک سر نگردد، و مدار روزگار و حافظ و نگهبان زمان است، و والیان امرند که آن چه در شب قدر نازل می شود برآن ها نزول یابد، صاحبان حشر و نشر خلق و مترجم و مفسّران وحی و نگهبان امر و نهی خداوند هستند.

خداوندا پس تو بر امام خاتم و قائم آن امامان هدایت، که پنهان است درود فرست. بارالها ما را به ایّام و قیام او برسان و ما را از یاری کنندگانش قرار ده، و خون خواهی ما را با خون خواهی او قرین گردان، و نام ما را در دفتر یاران و خاصّانش ثبت فرما، و ما را در دولت او با تنعّم و خوشی زنده بدار و از صحبتش بهره مند گردان، وبه حق او استوار ساز، و از هر بدی محفوظ دار، ای مهربان ترین مهربانان. و ستایش مخصوص خدا است که پروردگار عالمیان است. و درود برآقا وسیّد ما حضرت محمّد(ص)، خاتم پیغمبران و رسولان، و بر خاندان صادق و عترت ناطق آن بزرگوار، و لعنت بر جمیع ظالمان جهان، و تو میان ما و ظالمان عالم حکم فرما که بهترین حکم فرمائی. »(مفاتیح الجنان 297 اعمال ماه شعبان)

سیری اجمالی در برخی عبارات دعا:

 1 کلمة الله:

در عبارات آغازین دعا می خوانیم:

« فَتَمَّت کَلِمَتُکَ صِدقاً وَ عَدلاً، لا مُبَدِّلَ لِکَلِماتِکَ وَ لا مُعَقِّبَ لِآیاتِکَ »

(پس کلمه ی تو از جهت صدق وعدالت به حدّ کمال رسید، و تغییر دهنده ای برای کلمات تو نیست، و آیاتت راکسی به عقب نخواهد انداخت)

ادامه نوشته

باور کنیم سکّه به نام محمّد(ص) است

باور کنیم سکّه به نام محمّد(ص) است

(به بهانه ی سالروز بعثت پیامبر اعظم(ص))

 

به نام خداوند بخشاینده ی بخشایشگر

و سلام و صلوات برپیامبر و اهل بیت او(ص)

**************

باور کنیم رجعت سرخ ستاره را

میعاد دستبرد شگفتی دوباره را

باورکنیم ملک خدارا که سرمد است

باورکنیم سکّه به نام محمّــد(ص) است

**************

فروردین ماه سال 1399 خورشیدی(گرچه به خاطر گرفتاری بزرگ شیوع ویروس کرونا تمام جامعه را هاله ای از غم و اضطراب فراگرفته، امّا) در فضای معنوی والهی معطّر است به نسیم معطّر عید بعثت نبیّ اکرم، حضرت محمّد مصطفی صلوات الله علیه، وایّام شعبان(میلاد امام حسین و امام سجّاد و حضرت ابو الفضل العبّاس علیهم السّلام) . واز برکات این سال این است که، همین چهار واقعه ی زیبا در اسفند ماه دوباره جلوه گری می کنند. (و امید است که تمام سال آینده به برکت نام اهل بیت(ع) سالی سرنوشت ساز و پر برکت برای همه ی مسلمان ها، و سال ظهور منجی عالم برای نجات همه ی انسان های محروم باشد.)

از بعثت پیامبر(ص)، یکهزار و چهارصد و پنجاه و چهار سال می گذرد. بعثت، تجلّی نوری بود که از جبل النّور(غار حرا) از دل ظلمات و تاریکی های مخوف جاهلیّت درخشید، و بعد از گذشت بیش از چهارده قرن می رود که طبق وعده ی حتمی خداوند، گستره ی هستی را که مع الاسف با دست بشر ظلمت و فساد و تباهی فراگرفته روشن و نورانی و پر از صلح و صفا کند:

« یُریدُونَ لِیُطفِؤُوا نُورَ اللهِ بِاَفواهِهِم وَ اللهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَلَو کَرِهَ الکافِرُونَ »(صف 8)

(می خواهند نور خدا را با دهان خود خاموش کنند و حال آن که خدا گرچه کافران را ناخوش آید نور خود را کامل خواهد گردانید)

این ادّعا، به نظر می آید که با توجّه به سیر تاریخی بعد از شهادت رسول اکرم(ص) از داستان سقیفه گرفته تا همه ی دشمنی ها و فتنه ها و بدعت ها که از دوست و دشمن به اسلام وارد آمده و بسیاری در پی نابودی اسلام بودند،(خیلی خوش بینانه باشد) به عنوان نمونه:

آن زمان که به معاویه به خاطر صلح تحمیلی اش به امام حسن(ع) تبریک پیروزی گفتند. و درآن لحظه صدای مؤذّن بلند بود و شهادت به رسالت پیامبر می داد. درپاسخ گفت: تازمانی که نام این مرد(حضرت رسول (ص)) بربالای مأذنه ها است من پیروز نیستم. من آمده ام تا این نام را محو کنم.

و با همه ی دشمنی ها و کینه ها و جنگ های وحشتناک و کشتارها و آتش افروزی ها و مبارزات فرهنگی و سیاسی ازجانب دشمنان اسلام، وسیاه نمائی های آنان، و کج فهمی ها و بدعت ها ازجانب مدّعیان دین درطول تاریخ برعلیه اسلام و پیامبراعظم(ص) و به ویژه در هجمه های فراوان دنیای استکباری امروز، خیلی باید خوش باور بود که منجی انسان را همین دین و پیام چهارده قرن قبل دانست؟؟!!

ادامه نوشته

جای خالی پدر(ویراست جدید)

جای خالی پدر(ویراست جدید)

 

به نام خداوند بخشاینده ی بخشایشگر

و به یاد ولیّ خدا امام مهدی(عج)

************

ای پدر:...

همگام که به همراه آفتاب به خانه ی یتیمکان بیوه زنی

تابیدی و صولت حیدری را دستمایه ی شادی کودکانشان

کردی، و برآن شانه که پیامبر «ص» پای ننهاد، کودکان

رانشاندی، و ازآن دهان که هرّای شیر می خروشید کلمات

کودکانه تراوید. آیاتاریخ به تحیّر بردر سرای، خشک و

لرزان نمانده بود؟

(موسوی گرمارودی)

****************

 روز ولادت امام علیّ بن ابی طالب(ع) (ده سال قبل از بعثت پیامبراعظم « ص » درخانه ی کعبه) به حقّ روز پدر نام نهاده شده، زیرا:

پیامبرخدا «ص» فرمودند:

« اَنَا وَعَلیٌّ اَبَوا هذِهِ الاّمَّةِ. من وعلی(ع) پدر این امّت هستیم »

و امام امیرالمؤمنین «ع» می فرمایند:

« ازرسول خدا(ص) شنیدم که می فرمودند: من و علی(ع) پدر این امّت هستیم، و حقّ ما برمردم از حقّ پدر و مادر نسبی بزرگ تر است، زیرا اگر آن ها ازما اطاعت کنند، ازآتش قیامت نجاتشان می دهیم، و آن هارا از بردگی به بهترین آزادگی ملحق می کنیم. »(تفسیر امام حسن عسکری 330)

و امام حسن(ع) می فرمایند:

« محمّد(ص) وعلی(ع)، دو پدر این امّت هستند، پس خوشا به حال کسی که حقّ آنان را بشناسد و درتمام شرایط فرمانبرآنان باشد. خداوند اورا از برترین ساکنان بهشتش قرار می دهد، و اورا به سعادت کرامت و خشنودیش می رساند. »(همان مدرک)

و ازرسول خدا(ص) نقل شده که فرمودند:

« شایسته ی امامت نیست مگر کسی که دراو سه ویژگی باشد، ورع و تقوائی که اورا ازمعصیت و نافرمانی خدا حفظ کند، و حلم و بردباری که خشم او را کنترل کند، و حسن سرپرستی و ولایت برکسانی که تحت ولایت اوهستند به حدّی که مانند پدر مهربان برای آن ها باشد. »(کافی 1/407)

و امام رضا(ع) درمورد فضل امام می فرمایند:

«... امام مونس رفیق، و پدر باشفقت و مهربان، و برادر همتا، و مانند مادر نیکوکار برای فرزند کوچک خود است.»(کافی 1/200)

ادامه نوشته