دین و زیبائی

(بخش سوّم)

 

به نام خداوند بخشاینده ی بخشایشگر

و به یاد ولیّ خدا امام مهدی(عج)

**********

(چکیده ای از مطالب بخش دوم دین وزیبائی: 1 جمال وزیبائی باطنی ومعنوی. 2 مصادیق زیبائی های باطنی در نگاه دین: الف: جمال الهی. ب: ارزش های اخلاقی. ج: جمال معنوی بهشت در جلوه های گوناگون)

دین و هنر:

یکی از جلوه های زیبای زندگی انسان، تجلّی همه ی زیبائی های ظاهری وباطنی درخلّاقیّت های هنری است. وشاید بتوان گفت که این نوع از خلّاقیّت که همه ی احساسات بشر را درگیر می کند خاص انسان است.

« هنر باهمه ی قالب ها وشیوه هایش، چه هنرهای نمایشی، چه هنر های تجسّمی وچه هنرهائی که شاید بتوان هنر های آوائی به آن ها اطلاق کرد، مثل شعروقصّه و نمایشنامه و نثرهای گوناگون، همه ی این ها، هر کدام درجای خود. در ابلاغ یک پیام وتجسّم بخشیدن به احساسات، که درجای خود از اندیشه و عقل کمتر نیستند، بلکه شکل مصفّای اندیشه وعقل هستند، نقش فراوانی دارند. ارزش هنر اساساً درهمین است، هنر یک شیوه ی بیان است، یک شیوه اداکردن است، حقیقت هنر، چیزی جز این نیست، منتهی، این شیوه ی ادا واین شیوه ی بیان، وقتی که هنر به معنای حقیقی کلمه شد، از همه چیز دیگر، از هر تبیین دیگر، رساتر، دقیق تر، نافذتر، زیباتر و سازگارتر است »(آیة الله خامنه ای)

این حسّ زیبائی خواهی، آن گاه که باکمال جوئی انسان به هم می آمیزد، او را به آن چه از پدیده های طبیعی می بیند وحس می کند قانع نمی سازد، دوست دارد آن چه را خود احساس می کند بیافریند. ازاین رو پدیده های زیبای جهان را برمی گزیند وبا احساسی که خود از آنان دارد و آن گونه که پسند خویش است، به نیروی خیال دگر گون می سازد، باز آفرینی می کند، واحساس خود را از پدیده های هستی به گونه ی زیبا ودلنواز به نمایش می گذارد.

گستردگی قلمرو، قدرت نفوذ، توانائی تبیین وتفهیم، همواره هنر را مورد توجّه انسان ها قرار داده است، وافکار واندیشه ها را به خود متوجّه کرده. هرچند هنر نیز، همانند علم ودیگر توانائی های فطری انسان، از دستبرد و تجاوز زورمداران وقدرت طلبان ومفسده جویان تاریخ درامان نمانده است، و مورد سوء استفاده ی آنان قرار گرفته، ولی حق خواهان ومظلومان تاریخ نیز ازاین قدرت عظیم الهی بهره برده اند.

رابطه ی دین وهنر:

بی گمان، هنر به خاطر نفوذ وجذّابیّتی که دارد، همواره مورد استفاده ی ناروای اربابان قدرت وثروت و... قرار گرفته، ومتأسّفانه در دنیای استکباری امروز به زشت ترین شکل ابتذال کشیده شده است. وبه وسیله ی بسیار قوی برای دشمنی با دین الهی وانسانیّت انسان، تبدیل شده، و درخدمت هوس ها و خواسته های گردنکشان و طاغوتیان روزگار به کار گرفته شده است.

این سوء استفاده از هنر وپیشینه ی بد، سبب شده تا بسیاری از حوزویان وعلمای دین، به هنر ومسائل مربوط به آن روی خوش نشان ندهند، ویاحدّ اقل به آن نپردازند، وفقط در حدّ فتوی نظر خود را به شکل مثبت یامنفی ابراز کنند. ولی اگر واقع بینانه وبا درنگی بیشتر به تاریخ هنر بنگریم، خواهیم یافت که هنر نیز مانند دیگر جلوه های زیبای زندگی انسان، همان گونه که استفاده ی نادرست ازآن شده، وستم گران آن را درخدمت هدف های ضدّ انسانی در آورده اند، در اختیار دین و هدف های عالی انسانی و ترویج ارزش ها نیز قرار گرفته است.

اسلام با نزول قرآن ازهمان آغاز در قالب انواع هنر ارائه شد، درشرایطی که شاعران وسخنوران وقصّه پردازان توانا وقدرتمند فراوان بودند، قرآن دربلند ترین، عالی ترین و زیباترین شکل بیان هنری برقلب پیامبر اعظم(ص) فرود آمد. قرآن را کسانی که به طور گسترده مطالعه کرده اند، از لحاظ هنری سرمایه ای بی نظیر می دانند، واز این دیدگاه هم معجزه ی جهانی است.

قرآن وروایات از جنبه های مختلف به مقوله ی هنر پرداخته اند:

الف: شعر وادب:

طبع شعر، ولطافت شعور، ودیعه ی الهی است، ودر اسلام آن چه منع شده انحراف در کاربرد این ودیعه است، به ویژه شعر وشاعری عصر جاهلیّت، که حتّی دشمنان پیامبر(ص) را شاعر به این معنا می خواندند. و گرنه شعر غیر منحرف، شعر متعهّد وشعر موضع دار راستین ستوده شده است. علّامه ی امینی می گوید:

« به برکت قرآن و سنّت، گروهی شاعر درمیان صحابه ی پیامبر به هم رسیدند که در جلو چشم پیامبراکرم(ص) به دفاع از اسلام می پرداختند، اینان مانند شیر ژیان به جان وآبروی شرک وضلال می افتادند. ومانند باز های شکاری دل ها وگوش ها را صید می کردند. این شاعران همواره درسفر وحضر با پیامبربودند. شاعران نامبرده هم مردان میدان کارزار بودند و هم پهلوانان پهنه ی شعر وسخن. اینان باشمشیر شعر و تیرسخن ازمبادی اسلام دفاع می کردند. وبازبان درراه خدا جهاد می نمودند، یعنی: عباس بن عبد المطلب، کعب بن مالک، عبدالله رواحه، نابغه ی جعدی، ضرار اسدی و(حدود بیست نفر) و حسّان بن ثابت(که با اجازه ی رسول خدا اشعار غدیر راسرود وپیامبر«ص» درمورد اوفرمودند: ای حسان پیوسته از ناحیه ی روح القدس مرد تأیید باشی مادام که با زبانت مارا یاری می کنی.

این روح اسلامی که از شعر متعهّد اینان می تراوید، دل وجان افراد جامعه را تسخیر می کرد، دراندیشه ها راه می یافت، و آن ها را می ساخت و با افکار در می آمیخت.

. این تأثیر تا آن جابود که زنان شاعره ی مسلمان را نیز تحت نفوذ قرار داد و آنان را بسیج کرد تابا شعرهای استوار و زیبای خویش از حوزه ی آرمان و فکر وحماسه ی اسلام حمایت کنند. این بانوان عبارت بودند از:

خدیجه همسر پیامبر، سعدی دختر کریز... شیما دختر حارث... هند دختر ابان بن عباد، خنسا شاعره ی معروف.... اروی و عاتکه و صفیّه دختران عبد المطلب و... ودردوران ائمّه(ع) سوده ی حمدانی ازیاران علی(ع) که در برابرمعاویه باتمام قدرت باشعر بلند خود علی(ع) را توصیف کرد. ورباب همسر امام حسین(ع) وفاطمه دختر امام سوّم که اشعارشان درعظمت وشهادت وعشق به مولایشان امام حسین(ع) بی نظیر است.

بدینگونه شاعران اطراف پیامبراکرم درصدر اسلام از مرد و زن به بیش از سی نفر می رسند »

(ادبیات وتعهد دراسلام 22)

این نکته در زمان بعد از پیامبر و درگیری های خونین شیعه باخلفای جور، رنگ و بوی دیگر گرفت، به ویژه باعنایت به این که تعدادی از شعرا وابستگان وخود فروختگان دربارهای خلفای بنی امیّه و بنی عبّاس، این ودیعه ی الهی را درخدمت ستم ستمگران و توجیه جنایات آنان گرفتند. درمقابل این حرکت، شعرای شیعه، حماسه ها آفریدند:

امامان، شاعران متعهّد و پای بند به اخلاق را مورد لطف و عنایت خود قرار می دادند. از این روی بعضی از یاران آنان، درسرودن قصائد درزمان خود معروف شدند، مانند کُمیت بن زیاد اسدی، ابو هارون مکفوف، جعفربن عمان، ابراهیم بن عباس و دعبل خزاعی، که اضعار بسیار زیبا در مدح ومنقبت ائمّه ودر رثای آنان دارند. و مورد تشویق امام سجاد، وامام صادق وامام رضا(علیهم السلام) قرار گرفتند.

زمانی که زندگی خود امامان(ع) را مورد بررسی قرار می دهیم، مشاهده می کنیم که بعضی از آن بزرگواران نه تنها ذوق شاعری داشته اند، بلکه به مناسبت های گوناگون اشعار زیبائی را سروده اند. مانند مناجات منظومه ی علی(ع) واشعار امام حسین(ع) و شعر امام هادی(ع) دربرابرمتوکّل و...

ب صدای زیبا:

از مصادیق دیگر هنر صدای زیبا است، که در اسلام با تأکید بر تلاوت قرآن با صوت زیبا ونیکو آغاز شده است.

رسول اکرم(ص) درمورد قرآن می فرمایند:

« قرآن را باصدای زیبا زینت کنید - »(بحار الانوار 92/190)

امام صادق(ع) درمورد صدای زیبای امام سجّاد درتلاوت قرآن می فرمایند:

« امام علیّ بن الحسین(ع) خوش صداترین مردم درتلاوت قرآن بود، وصبح ها موقعی که سقّاها برای آوردن آب از کنار خانه ی حضرت می گذشتند، توقّف می کردند تاصدای زیبای حضرت را درقرائت قرآن بشنوند. وامام باقر(ع) هم صدای زیبائی داشتند »(میزان الحکمة 8/ 83)

امام صادق(ع) درمورد انبیا هم می فرمایند:

« خداوند هیچ پیامبری را مبعوث نفرمود مگر این که صدا وسیمایش را زیبا قرار داد »(وافی 5/240)

از مختصّات برجسته ی حضرت دادود، صدای زیبای ایشان، واز برجستگی های تعدادی از شاعرانی که در کنار پیامبر(ص) واهل بیت(ع) بودند، لحن وصوت گیرای آنان بوده است.

از مشخّصات لازم مؤذّن صدای زیبا وگیرا است. نوای ملکوتی اذانی که در طول شبانه روز به خاطر افق های گوناگون تمام فضای کره ی خاکی را پر کرده است، باید بازیباترین نغمه ها به گوش انسان ها برسد.

ج معماری، نقّاشی و مجسّمه سازی:

هنر معماری، دربین مسلمانان درسایه ی تعلیمات اسلامی، وروحیّه ی زیبائی طلبی، درساخت مساجد ومعابد ومکان های مقدّس، فراوان به کار رفته است. مساجد بزرگ ومعروف دنیا، زیارتگاه های زیبا وبراساس معماری اصیل اسلامی، باتوجّه به فرهنگ های بومی در کشورهای مختلف، وبرمبنای توجّه به ارزش های اسلامی، حتّی در معماری کاخ ها وحمّام ها و... نشان گرعنایت خاصّ دین ودین داران به هنر وزیبائی است. وبه تعبیر دکتر گوستاولوبون فرانسوی در کتاب تاریخ تمدّن اسلام وعرب:(تاحدود یکصد سال قبل دنیای غرب حتّی حمّام را برای بهداشت خود نمی شناخت، امّا قرن ها قبل از آن درکشورهای اسلامی از اسپانیای سابق تا ایران، زیباترین مساجد وبهداشتی ترین حمّام ها ساخته شده بود.)

ویژگی تلفیق ارزش های دینی با هنر در معماری رواق ها، محراب ها، گنبدها ومناره های مساجد، توانسته است جلوه ای اززیبائی معنوی عبودیّت حق را در خلّا قیّت های هنری معماران مسلمان جلوه گر سازد.

امّا هنر مجسّمه سازی به خاطر پیشینه ی نادرست آن وبهره بردن از آن در بتکده ها و ناشناخته بودن نقش آن در تبلیغ وترویج دین و ارزش های انسانی، مشکل بتوان به مواردی دست یافت که مجسّمه سازی در خدمت دین وهدف های عالی آن قرار گرفته باشد.

پیدایش مجسّمه سازی ونقّاشی، به عنوان یک هنر و فنّ، تقریباً مقارن باتاریخ پیدایش بشر است. از متقن ترین ومحکم ترین شواهد ومدارک درتاریخ پیدایش مجسّمه، وانگیزه ی پدید آورندگان، آیاتی است که درقرآن کریم از گذشته های دور گزارش می دهند. قرآن کریم، درضمن بیان سرگذشت ملل واقوام پیشین، واشاره به فرهنگ وسنّت های رایج دربین آنان، به طور مکرّر از مسئله ی بت پرستی امّت های پیشین یاد می کند.

آن چه در آیات مطرح شده است، اصنام واوثان وتماثیل است که عبارتند از بت هائی که از سنگ وچوب ومواد فلزّی مانند مس، نقره و دیگر اشیا می ساختند و به عنوان آلهه وخدایان آن ها را می پرستیدند. وقرآن گاهی از آن ها نام می برد: مانند: وَدّ، سُواع، یغوث، یعوق ونسر(سوره ی نوح 23)

بنا براین تاریخ دیر پای پیدایش پدیده ی تصویر وشمایل نگاری وتندیس به شهادت روایات به عهد آدم(ع) منتهی می شود. از آغاز تاریخ زندگی بشر این هنر وجود داشته و در ادوار تاریخ، دچار تحوّلات و دگر گونی هائی شده وتابه عصر بعثت حضرت خاتم(ص) درمیان امّت ها وملّت ها مرسوم ورایج بوده است.(فصلنامه ی فقه شماره ی 4و5/ صفحه ی 30)

بنا براین امکان دارد، پیدایش هنر و فنّ مجسّمه سازی ونقّاشی، معلول علل گوناگون وناشی از خواهش ها وگرایش های ذوقی، روحی و هنری مختلفی باشد، مثل ذوق هنری و حسّ ابداع وخلّاقیّت، حسّ زیبائی خواهی وزیبا آفرینی، وحفظ آثار متعلّق به گذشتگان ویادبود بزرگان، با عبرت گیری از سرگذشت فراعنه وجبّاران تاریخ و...

امّا دربسیاری از موارد از این هنر، همانند بسیاری از دیگر موهبت های خدادادی، بهره برداری منفی شده است. شواهد تاریخی نشان گر این واقعیّت تلخ درمورد منر مجسّمه سازی است، دربعضی از روایات وکتاب های تاریخی آمده است که در ابتدا، مجسّمه سازی و شمایل نگاری از بزرگان به خاطر یادبود وحفظ خاطره و به انگیزه ی بزرگداشت آنان بوده ولی کم کم و به مرور زمان، سیر قهقرائی وانحرافی را پیموده واز عوامل مهمّ ترویج شرک وبت پرستی، وحتّی در دنیای امروز در خدمت زشت ترین جلوه های شهوت پرستی در آمده است.

نقّاشی ومجسّمه سازی در قرآن:

درقرآن درآیات مختلف، سه تعبیر دراین مورد مطرح شده است:(تمثال، صورت، نَحت) که به طور خلاصه به آن اشاره می شود:

تمثال:

درقرآن، کلمه ی تماثیل، جمع تمثال، دردومورد ذکر شده است:

دریک جا به معنای اصنام، وبت های مورد تعظیم وپرستش، وبرای سرزنش وملامت سازندگان ونگهدارندگان وپرستش کنندگان آن مطرح شده است:

درآیه ی 52 انبیا می فرماید:

« به یاد آور زمانی را که ابراهیم(ع) درمقام اعتراض وسرزنش به بستگان واقوام خود وقومش که بت می پرستیدند گفت: چیست این هیکل ها وبت هائی که شما دربرابرآن ها تعظیم وعبادت می کنید؟ »

به طور قطع، مراد از تماثیل در این آیه، مجسّمه های گوناگون فلزّی، سنگی، چوبی و... است که به عنوان بت، مورد عبادت وپرستش مشرکان بوده است. زیرا در آیه ی بعد به جای تماثیل(اصنام) ، ودر آیه ی دیگری به جای تماثیل واصنام،(آلهه) آمده که همان بت هائی هشتند که حضرت ابراهیم(ع) آن ها را درهم شکست.

 ودرآیه ی دیگر، ساختن مجسّمه ها را به جنّیان نسبت می دهد که به دستور حضرت سلیمان(ع) به چنین کاری پرداختند، واز آن به عنوان نعمتی شایان تشکّرو به شکل مثبت یاد می کند:

« هرچه سلیمان از محراب ها وتمثال ها می خواست برای او می ساختند »(سبا 13)

صورت:

کلمه ی صورت، به صیغه های مختلف، درشش مورد از آیات آمده که بیشتر مربوط به صورتگری ومصوّر بودن خدا است:

« او است خدائی که صورت گری می کند در عالم رحم به هر کیفیّتی که بخواهد آل عمران 6 »

« او است خدای آفریننده ی صورتگر حشر 24 »

تصویر در این آیات به عنوان فعل خدا ذکر شده است، وبعضی از آیات، صورتگری را خاص خدا می دانند. یعنی صورت گری در حقیقت از آن خدا است، امّا ایرادی ندارد که خداوند این قدرت ونیرو را در اختیار بندگان خود قرار دهد، وبه انسان اذن صورت گری عطا کند.

نَحت:

 کلمه ی نَحت به معنای پیکر تراشی وسنگ و چوب تراشی ومجسّمه سازی، درآیات قرآن سه بار ذکر شده است. دومورد آن، مربوط به کوه وسنگ تراشی جهت خانه وساختمان سازی که از آن به عنوان نعمت یاد شده است. وتنها یک مورد به معنای تندیس وپیکر تراشی ومجسّمه سازی آمده، آن هم جهت بت سازی وترویج شرک:

« کوه ها را برای ساختن خانه ها می تراشید، پس به یاد آورید نعمت های الهیرا ودرزمین به فساد و تباهی نروید »(اعراف 74)

« ومی تراشید از کوه ها خانه هائی را، درحالی که بسیار مهارت دارید »(شعرا 149)

« گفت، آیا چیزهائی که می تراشید می پرستید؟ »(صافات 98)

دراین آیات از اصل قدرت تراشکاری ومهارت براین کار(باتعبیر تنحتون) به عنوان نعمت یاد شده است ودر ضمن هشدار داده شده، که از این نعمت وقدرت خدادادی سوء استفاده نکنید ودر روی زمین به فساد نپردازید.

با این ترتیب، تصویر که به خدا اسناد داده شده است، مورد مدح وستایش است، وامّا تمثیل ونحت دوبعدی ودو جهتی است، یک جهتش مثبت وجایز است، بعد دیگرش که منحط کردن جامعه ی انسانی وفاسد کردن زندگی است ممنوع ومنفی...

امام خمینی(ره) درکتاب مکاسب محرّمه جلد یک صفحه ی 180 درضمن توضیح روایتی از تحف العقول می نویسند:

« اگر چیزی دارای منفعت وفایده باشد، جایز است. واگر جز افساد، نتیجه ای نداشته باشد حرام است. بنا براین باتوجّه به این معیار، ساختن مجسّمه ونقّاشی موجودات روحانی، اگر به انگیزه ی فساد وشرک و پرستش ومبارزه با توحید ویکتاپرستی باشد حرام است، ولی اگر به انگیزه ی هنری وزینت کاری ودیگر هدف های عقلائی باشد، روحانی یا غیرآن جایز است. »

آن چه از تمامی بحث ها می توان نتیجه گرفت: درباب معماری نه تنها مشکلی از جهت مسائل شرعی وجود ندارد، بلکه به عنوان یک نعمت الهی مطرح شده، وحتّی روایات مختلفی در باب شهر سازی ومعماری درکتب اسلامی ارائه شده است.

ودر روزگار ما با توجّه به نقش دوعنصر زمان ومکان دراستنباط احکام شرعی، بسیاری از فضلا وبزرگان به جواز مجسّمه سازی تصریح کرده اند. وعموماً اظهار داشته اند:

درعصری که بت سازی وبت پرستی وپرستش غیرخدا رایج بود برای قلع وقمع کردن ریشه ی بت پرستی، اسلام علیه مجسّمه سازی قیام کرد وحکم به حرمت آن داد. وامروز هم اگر مجسّمه ونقاشی عامل تحریک شهوات و فساد جامعه باشد، مسلّماً حرام خواهد بود. ولی در زمانی که مجسّمه سازی به عنوان یک هنر سالم وصالح درخدمت تمدّن جامعه وتبلیغ ونشر وترویج فرهنگ اسلامی قرار گیرد، وجهی برای حرمت باقی نمی ماند.(فصل نامه ی فقه ش 4و5 ص 212)

د غنا وموسیقی:

عالی ترین هنر در پیوند باصوت وصدا در اسلام، تلاوت قرآن است، گرچه هرگز نام موسیقی برآن اطلاق نشده، ولی عالی ترین شکل موسیقی در اسلام به شمار می آید. وبه اعتراف بسیاری از آواشناسان مذهبی حتّی از ادیان دیگر، هیچ کتاب آسمانی را نمی توان به زیبائی نغمه های قرآنی تلاوت کرد. تلاوت قرآن باصدای خوش، همواره مورد ستایش پیشوایان دین قرار گرفته است. از صوت نیکوی پیامبر(ص) وائمّه(ع) درتلاوت قرآن قصّه ها نقل شده است، از این روی بسیاری از فقیهان، تغنّی به قرآن را جایز می دانند. مدح اهل بیت(ع) باصدای نیکو که درشنوندگان ایجادسرور وخوشحالی کند، ومرثیه خوانی برای مصیبت های ائمّه باصدائی که درشنوندگان حال حزن آرامش بخشی را به وجود آورد، تامصداق آن شوند که(شیعیان در فرح ما شادند ودر حزن ما اندوهگین) مورد ستایش وتکریم بوده است.

البته در مورد موسیقی وغنا، وآلات آن ها از صدر اسلام مباحث گوناگونی مطرح شده است، وائمّه ودانشمندان اسلامی روی خوشی به آن نشان نداده اند، وحتّی در بسیاری از موارد آن راحرام دانسته اند. دلیل آن بهره برداری سوئی بوده که همواره مشرکان ومنحرفان، از موسیقی وغنا به نحو گسترده ای کرده اند. وامروز هم که موسیقی مبتذل در بست دراختیار دنیای استکباری وشیطانی است.

بحث گسترده در مورد موسیقی. وسینما وبازی گری، از نظر اسلام فرصت دیگری را می طلبد که به شرط حیات و توفیق در بخش چهارم این بحث، به آن خواهیم پرداخت.

به امید آن که در زمان حیات ما زیباترین جلوه ی زندگی پاک ونورانی عصر ظهور امام زمان(ع) تحقّق یابد، ودوستان دلباخته ی ومنتظران پرامید آن محبوب عالم درآن دنیای معطر باسربلندی به دنیا یوسفشان را معرفی کنند و بگویند، این همان دلداری است که مارا به خاطر او مسخره می کردید.

(این مبحث ادامه دارد)

حاجیان