تمام الحجّ

(ویراست جدید)

(بخش دوّم)

 

به نام خداوند بخشاینده ی بخشایشگر

و به یاد ولیّ خدا امام مهدی(ع)

**************

 

این خانه را باید خدا دراصل معماری کند

آدم بنایش برنهد جبریل هم یاری کند

آید خلیل الله دراو یک چند حجّاری کند

اور اولو العزمی دگر، منقوش و گچ کاری کند

این سان خدا از خانه اش چندی پرستاری کند

تاساعتی از دوستی یک میهمان داری کند

وز میهمان داری مگر امر قوی جاری کند

پس نقش های ماسلف بد بهر این زیبا هدف

**************

 

بر اساس احاديث و روايات، کمال و تماميّت حج در گرو ولايت اهل بيت(ع) ، لقاء امام(ع) و زيارت آن هاست، آنچنان که حجّة الوداع با اعلام ولايت علی(ع) و فرزندانش در غدير به پايان و کمال خود رسيد، حتّی دين کامل شد.

اين موضوع مهم و اساسی چگونه قابل اثبات و قابل درک است؟ برای رسيدن به اين امر مهمّ، به چند نکته ی اساسی در حج اشاره می شود:

1 - روح و جان کعبه ولايت است:

اوّلين و مهم ترين مسئله اين است که کعبه و حُرمتش، زمزم و شرافتش، صفا و مروه و صفايش، قربانگاه و تقوای قربانيش، رمی حجرات و طرد شيطانش، عرفات و نيايش خالصانه اش، و سرزمين حرم با تمام برکاتش، در پرتو ولايت و امامت رسول خدا(ص) و اهل بيت(ع) اوست، اگر کعبه به همه اين شرافت ها مزيّن است، روح عمل و مناسکش، ولايت و امامت، و شناخت امام(ع) و محبّت به او و خضوع در برابر اوست.

خداوند متعال به مکّه ای سوگند ياد می کند که پيغمبر در آن باشد، و اهل بيت(ع) او ادامه دهنده رسالتش در کنار خانه ی خدا باشند. مکّه ای که پيامبر(ص) و امام(ع) در آن نباشند جز سنگ و گل نيست. امّا چرا و چگونه؟

الف: قرآن خطاب به پيامبر(ص) می فرمايد:

(لا اُقسِمُ بِهذَا البَلَدِ وَ اَنتَ حِلٌّ بِهذَا البَلَدِ وَ والِدٍ وَ ما وَلَدَ...) (بلد 1تا3)

(قسم به اين سرزمين در حالی که تو در آن ساکنی و قسم به پدر و فرزندانش)

اگر به کعبه و مکّه و حرم خداوند سوگند ياد می کند به پاس احترام معصوم است.

جابر بن يزيد جُعفی می گويد:

از امام باقر(ع) سؤال کردم مقصود از اين سخن خداوند(وَ والِدٍ وَ ما وَلَدَ) چه کسانی هستند؟ حضرت فرمودند:

(علی(ع) و أئمّه از فرزندان او...) (کنز الدقائق 14/ 184)

و از امام صادق(ع) در مورد اين آيه سؤال می کنند: حضرت می فرمايند:

(وَ أنتَ حِلٌّ بِهذَا البَلَدِ) يعنی تو ای رسول خدا(ص) ،(وَ والِدٍ وَ ما وَلَدَ) يعنی علی(ع) و فرزندانش(همان مدرک)

ب: در سوره حج آيه 25 می خوانيم:

(وَ مَن يُرِد فيهِ بِالحادٍ بِظُلمٍ نُذِقهُ مِن عَذابٍ اَليمٍ، کسی که نسبت به کعبه و حرم اراده و قصد سوء و الحاد کند ما او را به عذاب دردناک گرفتار می کنيم)

امام صادق(ع) در تفسير اين آيه می فرمايند:

(کسی که در کعبه و حرم غير خداوند را عبادت کند، و يا ولايت غير اولياء را بپذيرد او مُلحد است و ظالم، و بر خداست که او را از عذاب دردناک بچشاند) (نور الثقلین 3/483)

و در تفسير علی بن ابراهيم از امامان معصوم(ع) نقل شده که فرمودند:

(اين آيه در مورد دشمنان اهل بيت(ع) نازل شده آن زمان که داخل کعبه شدند با هم عهد و پيمان بستند و قرارداد کفر و انکار در مورد آن چه در مورد اميرمؤمنان نازل شده بود(بعد از واقعه ی غدير) امضاء کردند. در خانه ی خدا با ظلم به رسول خدا و ولیّ او مُلحد شدند، پس گروه ستمگران از رحمت خدا دور باشند) (کنز الدقایق 9/71)

حضرت قمر بنی هاشم روز هشتم ذيحجّه سال 60 هجری که قافله ی امام حسين(ع) قصد ترک کعبه را داشت، با اشاره امام حسين(ع) بر بالای بام کعبه رفتند و ضمن خطابه ای غرّاء در جمع حج گزاران فرمودند:

(حمد وستايش مخصوص خدائی است که اين خانه را به قدوم پدر امام حسين(ع) شرافت داد، خدائی که ديروز گذشته اينجا برای او بيت بود، ولی امروز به يمن قدوم پدرش قبله گرديده است. ای کافران فاجر و فاسق، آيا ادامه ی امر حج را برای امام پاکان و نيکان مانع می شويد؟ چه کسی سزاوارتر از او به خانه کعبه است؟ چه کسی از او به کعبه نزديک تر است؟ و اگر حکم خداوند بزرگ و اسرار بلند الهی و آزمايش مردم در مورد کعبه نبود، خانه خدا به سوی امام(ع) پرواز می کرد قبل از اينکه حضرت به سوی خانه بيايد. مردم استلام حَجَر می کنند، ولی حَجَر دست او را استلام می نمايد...) (کتاب خطیب کعبه 45)

آری امام حسين(ع) و برادران و يارانش حج خانه خدا را نيمه رها می کنند، که حجِّ بدون حضور امام معصوم(ع) ، حج نيست.

افرادی مثل ابن زبير که امام حسين(ع) و امام زين العابدين(ع) را تنها گذاشت و به ياری شان نشتافت اگر به درون کعبه هم پناه ببرد، کعبه با همه قداستی که دارد ديگر حرم امن خدا نيست، و با منجنيق حجاج بن يوسف ويران می شود.

خدائی که روزی با طير ابابيل جلو ابرهه را گرفت، اين مهلت داد تا حجّاج از بالای کوه ابوقبيس، با نصب منجنيق و سنگ های آن کوه، کعبه را ويران کند.

حرمت کعبه به احترام امامتِ امام است، جان کعبه ولايت است، روح کعبه امامت است.

ج: در آيه 3 سوره توبه آمده است:

(وَ اَذانٌ مِنَ اللهِ وَ رَسُولِهِ اِلیَ النّاسِ يَومَ الحَجِّ الاَکبَرِ...)

(و اين اعلانی است از ناحيه خدا و رسول او به مردم در روز حجّ اکبر که خدا و رسولش از دشمنان بيزارند)

امام زين العابدين(ع) در توضيح اين آيه می فرمايند:

(مقصود از اين اذان، امام علیّ بن ابيطالب(ع) است) (کنز الدقایق 5/397)

و امام علی(ع) می فرمايند:

(من همان اذان در بين مردم هستم) (کنز الدقائق 5/ 398)

و همان حضرت(ع) در احتجاج در برابر ابوبکر می فرمايد:

(من تو را در برابر خدا شاهد می گيرم که آيا من اذانِ از جانب خدا و رسولش برای اهل موسم حج و همه امّت با سوره برائت بودم يا تو؟ ابوبکر عرض کرد: تو همان اذان بودی) (همان مدرک)

آری، آيات برائت را هم در موسم حج اکبر، امام معصوم(ع) ابلاغ فرمودند.

و از امام باقر(ع) و امام صادق(ع) در مورد اين آيه نقل شده که:

(مقصود از اين اذان، قيام قائم هم هست، و اذان، دعوت مردم است به سوی آن حضرت) (همان مدرک)

  1. شميم عطر ولايت در کعبه، حرم، حَجَر... و مناسک حجّ:

نقطه ای از کعبه و منی و مشعر و عرفات، گوشه ای از حرم، مروه، صفا، زمزم... و عملی از مناسک حج نيست مگر اينکه آکنده از عطر ولايت و امامت است:

الف: هشام بن عبدالملک از خلفاء بنی اميّه در سفر حج بخاطر ازدحام جمعيت نتوانست استلام حجر کند. در اين بين امام سجاد(ع) ، در طواف به طرف حجرالاسود آمدند، و به خاطر هيبت او، مردم راه دادند و کنار رفتند، و حضرت استلام حجر فرمودند.

شخصی از هشام پرسيد اين کيست؟ هشام عليرغم اينکه امام(ع) را می شناخت گفت نمی شناسم. امّا فرزدق شاعر بزرگ آن زمان گفت من او را می شناسم، قصيده ای در 41 بيت در وصف امام(ع) سرود که به ترجمه بخش کوتاهی از آن بسنده می شود:

(اين کسی است که سرزمين بطحا جای جای گام هايش را می شناسند، او شخصيّتی است که کعبه و حِلّ و حرم او را می شناسند.

رکن و حطيم اورا می شناسند، وهرگاه رکن را لمس کند، رکن کف دستش را رها نمی کند)

(شاگردان مکتب ائمه 3/103)

آری همه حرم، و همه فضای معطّر آن در طول تاريخ امام و ولیّ خدا را می شناسند.

ب: امام باقر(ع) نقل می فرمايند:

(آن زمان که امام حسين(ع) به شهادت رسيد، محمد بن حنفيّه به سراغ امام زين العابدين(ع) فرستاد و در خلوتی به حضرت گفت: ای فرزند برادرم، ميدانی که رسول خدا(ص) وصايـت و امامت را بعد از خود به اميرالمؤمنين و پس از او به امام حسن(ع) و سپس به امام حسين(ع) سپرد، و پدر تو که خدا از راضی باشد و درود و صلوات بر روح او باد به شهادت رسيد و به کسی وصيّت نکرد، و من عموی تو و همتای پدر تو هستم، و ولادت من از علی(ع) است، و از نظر سِنّی و قدمت از تو که جوان هستی در امر امامت شايسته ترم پس در موضوع وصايت و امامت با من مخالفت و محاجّه نکن.

امام سجاد(ع) به او فرمودند: ای عمو تقوای الهی را پيشه کن، و آنچه را که برای تو شايسته نيست ادعا نکن، من تو را نصيحت می کنم که مبادا از جاهلان باشی، ای عمو، پدر من که درود خدا بر او باد، قبل از اينکه به عراق بيايند به من وصيّت فرمودند، و يک ساعت قبل از شهادتشان با من عهد و پيمان امامت بستند. و اين است اسلحه رسول الله(ص) که نزد من است. متعرّض اين مقام نشو، من از تو می ترسم که گرفتار نقص عمر و بدحالی شوی. خداوند وصايت و امامت را در نسل امام حسين(ع) قرار داده، پس اگر می خواهی به اين موضوع واقف شوی، با من به سوی حجرالاسود بيا تا اين که آن را حَکَم قرار دهيم و از او در مورد اين موضوع بپرسيم. اين موضوع در بين آن ها در مکه ادامه داشت تا به حجرالاسود رسيدند.

امام زين العابدين(ع) به محمد بن حنفيّه فرمود: تو شروع کن از خدا بخواه و زاری کن که حجرالاسود با تو سخن بگويد، و سپس از حجرالاسود بپرس. محمد بن حنفيّه دعا کرد و از خدا درخواست نمود و سپس حجرالاسود را صدا زد، حجرالاسود جوابی به او نداد. پس امام علیّ بن الحسين(ع) فرمودند: ای عمو اگر تو وصیّ و امام بودی حجرالاسود پاسخت را می داد. محمد بن حنفيّه به حضرت عرض کرد: تو ای برادرزاده ام از خدا درخواست کن و دعا نما. امام علیّ بن الحسين(ع) از خدا آنچه را می خواست درخواست کرد، و سپس خطاب به حجرالاسود فرمود: از تو می خواهم به حق کسی که در تو ميثاق انبياء و عهد اوصياء و پيمان همه مردم را قرار داده به من از وصیّ و امام بعد از حضرت امام حسين(ع) خبر بدهی.

در اين زمان حجرالاسود به حرکت درآمد به طوری که نزديک بود از محلّ خود کنده شود، خداوند او را به زبان عربی روشن به نطق آورد و گفت: خداوندا وصايت و امامت بعد از امام حسين(ع) به علی بن الحسين بن ابيطالب و فرزند فاطمه دختر رسول الله(ص) می رسد. محمد بن حنفيّه با ديدن اين صحنه ازسخن خويش منصرف شد، و ولايت امام سجاد(ع) را پذيرفت) (کافی 1/348)

مقام حجرالاسود مرهون معرفت امام(ع) است.

ج: بکير بن اعين يکی از اصحاب بزرگوار امام صادق(ع) سؤالاتی را در مورد حجرالاسود از امام(ع) دارند که حضرت به طور مفصّل به آن ها پاسخ داده اند. در اين قسمت به بخشی از آن پاسخها خواهيم پرداخت:

(بُکَير از حضرت می پرسد؟ چرا حجرالاسود در اين رکن کعبه قرار داده شده؟ و چرا آن را می بوسند و استلام می کنند، و چرا عهد و پيمان بندگان با آن قرار داده شده و در مورد ديگر مطرح نشده؟

امام(ع) در پاسخ سؤالِ محلّ قرار داده شدن حجرالاسود می فرمايد: خداوند تبارک تعالی، حجرالاسود را در جايگاه خود قرار داد در حالی که آن جواهری بود که از بهشت با آدم(ع) فرود آمد و در اين رکن مستقر شد، به خاطر ميثاق عالم ذر آنگاه که خداوند از بنی آدم و ذريّه آن ها در اين مکان پيمان گرفت، و در اين مکان خود را به انسان ها نماياند، و در همين مکان است که پرنده ای بر قائم(ع) فرود می آيد و اوّلين کسی است که با قائم(ع) بيعت می کند، و به خدا قسم آن پرنده جبرئيل است، و همين رکن و حجر، حجّت و دليل بر قائم(ع) است، و شاهد بر کسانی است که در اين مکان به عهد خود وفا می کنند، و شاهد است بر کسی که ادای عهد و ميثاق خداوند کرده است.

و در پاسخ سؤال علّت بوسیدن و استلام حجر می فرماید:

اما بوسیدن و استلام به خاطر تجدید این عهد و میثاق و تجدید بیعت با خداست که اداء عهدی بکنند که خداوند از آن ها پیمان گرفته است...

و به خدا قسم این عهد و پیمان را جز شیعیان ما اداء نمی کنند، و این عهد و میثاق را احدی غیر از شیعیان ما حفظ نمی نمایند.

و در مورد سوال عهد و پیمان بندگان با حجر الاسود می فرماید:

خداوند عهد و میثاق عاالم ذر را در حجرالاسود قرار داد جدای از فرشتگان دیگر، زیرا خداوند عَزَّوجلّ زمانی که از این فرشته در ربوبیت خویش و در نبوّت محمد(ص) و وصایت علی(ع) عهد و پیمان گرفت، ارکان وجودی فرشتگان به لرزه درآمد. پس اوّلین فرشته ای که با سرعت اقرار کرد همین فرشته بود، و در بین فرشتگان کسی در محبّت محمد(ص) و آل او قوی تر از این فرشته نبود، و به همین خاطر خداوند او را از بین فرشتگان برگزید، و به صورت حجرالاسود در رکن قرار داد، و این فرشته در روز قیامت می آید در حالی که زبان گويا و گوش شنوا دارد و در مورد کسانی که در این مکان وفاء به عهد کرده اند و میثاق را حفظ نموده اند شهادت می دهد)

(کافی 4/ 184)

د: آری، در استلام حجر و طواف کعبه عهد و پیمان و میثاق توحید و ولایت را تجدید می کنی، در سعی صفا و مروه هَروَله کنان به دنبال یافتن ماءِ مَعین می دوی که به تعبير امام هفتم، ماء مَعين، سرچشمه زمزم و کوثر، امام زمان(ع) است(کافی 1/ 337 درتفسیر آیه ی 30ملک)

در عرفات به همراه زمزمه ی دعای عرفه امام حسین(ع) در دامنه جبل الرَّحمۀ به توحید می رسی و به این حقیقت که امام باقر(ع) فرمودند:(بِنا عُبَد الله وَ بِنا عُرِفَ الله، به وسیله ما خدا عبادت می شود و با ما خداوند شناخته می شود) (کافی 1/195) دست می يابی.

در صحرای مشعر، صحنه حضور در محضر خدا را در محشر بياد می آوری که هرکس به دنبال امامش رهسپار آن جائی است که امامش هدايتش می کند:(يَومَ نَدعُوا کُلَّ اُناسٍ بِامامِهِم) (71-اسرا) . و شيعه به دنبال امام حاضر غايب خود.

به سوی منی رهسپار می شوی آماده برای پيکار با شيطان بزرگ، به همراه ميليون ها مسلمان مانند سيل جاری به ياد آيات قرآن می افتی که(وَالعادياتِ ضَبحاً...) (اول سوره ی عادیات بیانگر داستان قهرمانی امام علی ع بحار الانوار 21/66)

 که مير کاروان و اميرالحاج و قافله سالار اين نبرد رودررو با شيطان کسی جز امام معصوم نيست. و آن کس که اين را نداند و معرفت نداشته باشد به مرگ جاهليّت مرده و اعمال حجّش اعمال جاهليّت است.(وسایل الشیعه 16 / 246)

و باز، طواف، و سعی و... کجاست که امام حضور ندارد، کجاست که روح ولايت نيست، که اگر نباشد، حاجيان جز جنازه های متحرّک و(اَکثَرَ الضَّجيج) نيستند.(اثبات الهداة 5/39 سخن امام سجاد ع)

گر شود ديده دل باز عيان می بيند

کعبه پيوسته طواف حرم يار کند

3- تماميّت و کمال حجّ:

- قرآن در آيه 196 سوره بقره می فرمايد:

(وَ اَتِمُّوا الحَجَّ وَ العُمرَةَ لِلّهِ، حج و عمره را برای خدا تمام و کامل کنيد)

مقصود از تمام و کامل کردن حج چيست؟ روايات گوناگونی به اين مطلب پرداخته و پاسخ داده اند از جمله:

الف: امام صادق(ع در مورد اين آيه فرمودند:

(هرگاه يکی از شما حج را بجا آورد، حج خود را با زيارت ما به پايان ببرد و اين وسيله تمام بودن حج است.) (بحار الانوار 96/ 374)

ب: امام باقر(ع) در مورد زيارت خانه خدا می فرمايد:

(مردم فرمان داده شده اند که به طرف همين سنگها بيايند و دور آنها طواف کنند، سپس به سوی ما بيايند و از ولايتشان نسبت به ما خبر بدهند و ياری خودشان را نسبت به ما عرضه کنند) (بحار الانوار 96/ 374)

ج: امام رضا(ع) در توصيف امام(ع) می فرمايد:

(به وسيله امام است که نماز و زکات و روزه و حج و جهاد و پرداخت بيت المال و صدقات تمام و کامل می شود)

(کافی 1/198)

د: علی(ع) در مورد حج می فرمايند:

(حج خود را به رسول خدا که درود پروردگار بر او باد کامل کنيد، آن زمان که به سوی بيت الله الحرام می رويد، زيرا ترک زيارت رسول خدا(ص) جفاکاری است، و به همين نکته فرمان داده شده ايد، و حجّ خود را با زيارت قبرهائی که خداوند زيارت و اداء حقّ آنها را برای شما الزامی کرده کامل و تمام کنيد، و در محضر آنها به دنبال روزی باشيد)

(بحار الانوار 100/ 520)

- و قرآن در آيه 29 سوره حج می فرمايد:

(ثُمَّ ليَقضُوا تَفَثَهُم وَ لَيوُفُوا نُذُورَهُم... سپس بايد آلودگی خود را بزدايند و به نذرهايشان وفا کنند و خانه ی کهن را طواف نمايند)

در توضيح آيه:

الف: امام باقر(ع) ، در دين مردم مکه و اعمالی که انجام مي دادند فرمود:

(کارهائی مانند افعال عصر جاهليّت، به خدا قسم به اين کارها فرمان داده نشده اند، و فرمان داده نشده اند جز اينکه آلودگی را از خود بزدايند، و به نذرهايشان وفا کنند، و به محضر ما برسند، و ولايتشان را به ما خبر دهند و ياری خود را به ما عرضه کنند) (کنز الدقائق 9/84)

ب: شخصی به نام ذريح محاربی می گويد: به امام صادق(ع) عرض کردم:(مفهوم آيه ثُمَّ ليَقضُوا... چيست؟ امام(ع) فرمودند: لِقاء امام(ع) است) (همان مدرک)

حضور امام(ع) در موسم حج:

بنابراين چون تمام الحجّ و قبولی اعمال حج در گرو حضور امام(ع) در مراسم حج است مسلّماً امام غايب، حجّۀ بن الحسن االعسکری(عج) هر سال در مراسم حج حضور خواهد يافت، روايات و شواهد مختلفی مؤيّد اين واقعيت هستند:

الف: امام صادق(ع) می فرمايند:

(مردم امام خود را گم می کنند، امامشان در مراسم حج حضور می يابد، حضرت آن ها را می بيند ولی آن ها او را نمی بينند) (کافی 1/337)

ب: از محمد بن عثمان عمروی دوّمين نايب خاص امام زمان(عج) نقل شده که:

(به خدا قسم صاحب اين امر در مراسم حج هر سال حضور می يابد، مردم را می بيند و آن ها را می شناسد، اما مردم او را نمی شناسند) (من لایحضره الفقیه 2/ 520)

ج: امام صادق(ع) می فرمايند:

(سالی که صاحب اين امر در مراسم حاضر نشوند، مردم حجّشان مقبول نيست) (دلایل الامامه 261)

د: و تاريخ طولانی و پر فراز و نشيب عصر غيبت، پر است از ماجرا های آن ها که توفيق زيارت امامشان را در مراسم حج داشته اند، حال يا مانند علی بن مهزيار اهوازی مولای خويش را در زمان ملاقات شناختند و به طور رسمی به حضورش بار يافتند، و يا در ملاقاتی بعد از جدا شدن از حقيقت را يافتند، و يا اينکه در طواف، در سعی صفا و مروه، در عرفات، مشعر و مِنی زمزمه شان مَتی تَرانا وَ نَريکَ بود اما اگر ديدند نشناختند.

 

حجر اسماعيل و رکن و زمزم و بيت و مقام

جبهه می سايند بر درگاه هر حجّت مدام

استلام سنگ اسود را کند حاجی ولی

می نمايد اين حجر، دست ولی را استلام

حاجيان را باز شد گر چشم دل، خواهند دید

در طواف حجّۀ بن الحسن(ع) بيت الحرام

چون که او باشد امام اولين و آخرين

اقتدا بر او نمايد در نماز خود مقام

صوت جانبخش اَنَا المهدی او حين ظهور

از کنار کعبه می آيد به گوش خاص و عام

با ظهور اين گل زيبای گلزار اميد

خلق را از عطر و بوی او شود، خوشبو مقام

(شعر ملتجی)

حاجیان