تربیت دینی و قرآنی در عصر حاضر

 

به نام خداوند بخشاینده ی بخشایشگر

 

تقدیم به کمیل بن زیاد تربیت شده دلباخته علی(ع)

که امامش به او فرمود:

(ای کمیل، رسول الله(ص) را خداوند تربیت فرمود

و رسول خدا مرا تربیت کرد و من مؤمنان را

تربیت خواهم نمود)

(مستدرک الوسائل جلد17 صفحه267)

پیش گفتار:

مقوله ی اساسی و مهم تربیت، روش های تربیتی، مؤلّفه های اخلاقی و تربیتی، آن هم تربیت دینی و قرآنی، که هم با شرایط فرهنگی اجتماعی دنیای امروز و هم با معیارهای اسلامی و الهی هماهنگ باشد، و در عین حال مبنای تربیت نسلی منتظر، آماده و شایسته خدمتگزاری به ساحت قدس ولی عصر ارواحنا فداه باشد، مستلزم شناختی عمیق و همه جانبه از اوضاع مختلف دنیای امروز، آسیب ها، گرایش ها، و هم اصول مبانی عمیق تربیت دینی و مهدوی، و هم تلاش و تکاپوی بسیار و جهاد مستمر علمی در این راه و در سایه ی عنایات خداوند و توجّهات ولی عصر(عج) - امام زمان(عج) است.

چالش بزرگ جوامع اسلامی

یکی از چالش های بزرگ جامعه ی اسلامی در عصر حاضر این است که با توجّه به شرایط پیچیده و حادّ دنیای امروزکه به آن بطور اجمال اشاره خواهد شد، امکان تربیت دینی برای حفظ نسل امروز و آینده وجود دارد یا خیر؟ و اصولأ عنوان تربیت دینی جایگاهی در فرهنگ دنیا خواهد داشت یا خیر؟ برای درک اهمیت مسئله به چند نکته باید اشاره کرد:

1- اصولأ پویائی هر نظام تربیتی به شرایط خاصّی وابسته است:

الف: اصول، روش ها و کارکرد های خود را از حالت توقف، رکود و ایستائی خارج کند.

ب: اصول و مبانی خود را در برابر دگرگونی های محیطی، زمانی و مکانی زنده و شاداب نگهدارد.

ج: و اگر یک نظام تربیتی بدون توجه به دگرگونی شرایط، بخواهد از اصول و شیوه های معیّنی از گذشته به صورت ثابت بهره بگیرد دچار مشکل خواهد شد.

2- مهمترین خصیصه و امتیاز قرن حاضر، انقلاب ارتباطات است، ارتباطی که در تمام اعماق زندگی جوامع نفوذ کرده و همه ابعاد وجودی انسان ها و ملت ها را تحت الشّعاع خود قرار داده است. و وجه بارز و چالش آفرین انقلاب ارتباطات خصیصه ی ساختار زدایی آن است. این انقلاب جهانی تمام ساختارهای ذهنی، اخلاقی، تربیتی، فرهنگی، اقتصادی و... انسان ها را به هم ریخته است. و دنیای امروز در وجه ارتباطی خود دنیای یک قرن قبل نیست.

و مهم ترین ساختاری را که این انقلاب در دنیا با قدرت خویش به هم ریخته، ساختار تربیت دینی مخصوصأ در کشور های اسلامی است.

3- در همه ادیان الهی و مخصوصأ اسلام در بُعد تربیتی دو ساختار مهم و اساسی وجود دارد که با به هم ریختن آن تمام نظام تربیتی زیر و رو خواهد شد. و آن دو ساختار عبارتند از مفهوم دور و نزدیک، و مفهوم ممنوع و مجاز. وبه تعبیر درون دینی(مفهوم حرام وحلال)

در تربیت دینی سعی شده که با توجّه به اصلی ترین محور تربیت یعنی تقوی متربی را از فضاها و محیط های آلوده دور نگهدارند. و آن ها را از آفت های تربیتی مصونیّت ببخشند، امروز این ساختار به هم ریخته و جائی برای دور نگهداشتن متربی نداریم، منطقه ی دوری وجود ندارد.

در ساختار ممنوع و مجاز هم در گذشته متربّی را اجازه نمی داد ند صحنه های غیراخلاقی و خشونت آمیز را مشاهده کند، اما امروز با توسعه ی ارتباطات این ساختار از بین رفته است. فیلم، ویدئو، ماهواره، اینترنت و... همه امور ممنوع دیروز را مجاز کرده است، امروز حتی خانه هم محلّ امنی برای تربیت با ساختار های سنّتی قدیم نیست!

4- پس چگونه می توان در عصر ارتباطات از تربیت دینی سخن گفت؟ شنیع ترین فرهنگ ها از دورترین فاصله ها در کنار گوش و چشم ما تبلیغ می شود و تمام دیوار های بلند فکری و فرهنگی ما یا کوتاه شده است و یا از بین رفته است. چه باید کرد؟

مسلمأ از نظر معتقدان به خدا و مخصوصأ مسلمانان، هرگز نمی توان به بهانه ی این همه دست از تربیت دینی برداشت. و نسل های آینده را در برابر این هجمه ها تنها گذاشت.

برای پاسخ به این چالش 5 نظریّه وجود دارد که بطور مختصر به آن اشاره می شود:

الف: نظریه سکولاریستی

واژه سکولاریسم از ماده سکولار(secular) به معنای دنیا و گیتی، بویژه دنیا در برابر دین(مسیحی) تعریف می شود.

برای واژه ی سکولار، معادل های متفاوتی در زبان فارسی ذکر شده است، از جمله این معادل ها: بشری، زمینی(غیر معنوی) ، دنیوی، غیر مذهبی، این دنیائی، عرفی، و این جهانی می باشد.

با این ترتیب سکولاریزاسیون به معنای عرفی شدن، و دنیوی شدن، و غیر دینی شدن بیانگر فرایندی است که در طیّ آن دین نفوذ خود را بر حوزه های مختلف زندگی اجتماعی از دست می دهد.

و به تعبیر دیگر، سکولاریسم خارج کردن دین از حوزه های عمومی، و بخشیدن مرجعیّت و نفوذ آن به امور دیگری همچون آرای عمومی است، البتّه در موارد دیگر دین در حوزه های عمومی فصل الخطاب نیست و حرف آخر را نمی زند. (فرهنگ اصطلاحات فلسفه و علوم اجتماعی- ماری برزنجانیان) (نسبت دین و دنیا آیت الله جوادی آملی)

طرفداران نظریّه ی سکولاریستی در باب تربیت دینی می گویند که می توان مُتربّیان را با ایمان و اهل طاعت و بندگی تربیت کرد امّا در حوزه ی مسائل فردی و معنوی، و رابطه ی خود و خدایشان، امّا برای حفظ دین باید آن را از دخالت در امور اجتماعی و سیاسی و اقتصادی و... دور نگهداشت، بگذارید فرزندان ما در حوزه ی مسائل تربیتی و اعتقادی و فردی اهل مسجد و نماز و عبادت باشند. و در حوزه ی مسائل اجتماعی با دنیای امروز زندگی کنند.

این نظریّه از جهات گوناگون قابل خدشه است زیرا:

اولاً: با تعریفی که از دین در اسلام ارائه شده، و با برنامه هائی که دین از جانب خداوند برای زندگی دنیوی و اخروی، مادّی و معنوی، و فردی و اجنماعی ارائه داده است، نمی توان این نظریّه را به عنوان نجات دین پذیرفت و متربّیان را بر اساس آن تربیت کرد.

ثانیاً: سنّت و روش زندگی فردی و اجتماعی رسول اکرم(ص) و امام علی بن ابیطالب(ع) و ائمه ی معصوم، زندگی دینی در همه ی ابعاد بود، و در آخرالزّمان هم رسالت عظیم موعود جهانی(امام زمان(عج) ) حاکمیّت دین و عبودیّت حق بر همه ی اَرکان زندگی بشر است.

ثالثاً: زندگی در فضای تشیّع بر مبنای ارزش ها است، این جا غرب نیست که بدون حفظ ارزش ها زندگی کرد و درعین حال دین دار بود.

با این ترتیب این بینش سکولاریستی راه حل منا سبی برای نجات نسل آینده نخواهد بود.

ب: نظریّه تربیت گلخانه ای(قرنطینه ای)

تربیت گلخانه ای به این معنا ا ست که متربیان را در محیطی محدود، در بسته، با شرایط خاص تربیتی، و با قطع بودن آن ها با دنیای خارج و با تحریم وسایل ارتباط جمعی مانند رادیو، تلوزیون، ماهواره، اینترنت و... بر اساس اهداف و آرمان های دینی تربیت کنیم و از نفوذ هوای آلوده و فاسد فرهنگی و تربیتی در آن محیط جلوگیری نمائیم. تا کاملأ در محیط قرنطینه ای آمادگی لازم را برای ورود به محیط جامعه را پیدا کنند و با این ترتیب می توان دین را در وجود مُتربی نهادینه کرد.

گرچه این روش در بعضی از نهاد های تربیتی جامعه ی ما و بعضی خانواده های مذهبی رایج است، و بر اساس تعلیمات مذهبی در دورانی از سنین تربیتی کودکان و نوجوانان لازم است امّا با توجّه به وضعیّت انقلاب ارتباطات در دنیای امروز و آلوده شدن همه فضاها حتی فضای قرنطینه ای هم این نوع تربیت بسیار مشکل است و هم با برخورد اندک نسیم مخالفی همه ی ارزش ها را در هم خواهد ریخت. و برای همیشه هم نمیتوان فرد را در فضای محدود نگهداشت.

ج: نظریّه شبه تربیت

تربیت عبارت است از رشد و شکوفائی استعداد های فطری متربّی بر اساس روش های عقلانی در جهت مطلوب. امّا شبه تربیت بر سه محور استوار است:

عادت: که معمولا در اثر تکرار یک مسئله بوجود می آید چه بر اساس اندیشه باشد یا نباشد

تلقین: که معمولأ بر هیبت مربّی و تحت تأثیر قرار گرفتن مُتربی به او القا می شود.(که درنظام تربیتی صوفیّه مطرح است)

تحمیل: که بر اساس قدرت مربّی استوار است.

در این روش متربیان را عادت می دهند و یا تلقین می کنند و یا در موقعیت هائی بر آنان تحمیل می کنند که اعمال و رفتار دینی را به نحو مطلوب انجام دهند.

گرچه ممکن است این نوع تربیت با شرایط و امکانات مطلوب انجام شود اما تربیت مطلوب دینی نیست، و متربی در برخورد با جوّ مخالف نمی تواند مقاومت کند، و از خود و دین خود دفاع نماید.

د: نظریّه ایمن سازی(واکسیناسیون)

طرفداران این نظریه می گویند:

 با توجه به این که در عصر ارتباطات، طوفان هجمه های فرهنگی همه فضاها را آلوده کرده است بهترین و مؤثرترین راه تربیت دینی در همین فضای آلوده ایمن سازی و واکسینا سیون متربیان است. می گویند راه درست تربیت دینی در دنیای امروز نه روش قرنطینه ای است، که اصولاً محیطی سالم برای قرنطینه وجود ندارد و نه روش شبه تربیت که راه صحیح تربیت نیست.

 باید برای مقاوم سازی و ایمن سازی متربی او را وارد همین جوّ آلوده کرد و با بهره گیری از مؤلفه های:(ایجاد محیط پر تحرّک و با نشاط، عقلانیّت و تبیین دین، دادن معیار اعتقادی و فکری، تحرِّک و تجربه ی درونی، و ایجاد تقوای حضور در متربی) او را واکسینه کرد، در آن صورت است که می توان امیدوار بود نسلی پرتحرک و پویا و متدیّن در همین دنیای پر هجمه و آلوده خواهیم داشت.(برداشتی از کتاب نگاهی دوباره به تربیت اسلامی - میرباقری)

این نظریّه هم نمی تواند روش دقیقی برای تر بیت دینی در دنیای معاصر باشد. زیرا واکسیناسیون در محیط آلوده بیماری را تشدید می کند. درصورتی واکسیناسیون مؤثّر است که قبل از ورود به محیط آلوده، ودرفضای قرنطینه ی سالم انجام شود.

هـ: نظریّه ی صیانت و فضاسازی

این نظریه بر مبنای رهنمودهای قرآن و اهل بیت(ع) در مراحل تربیت و روش های نظری و عملی تربیت دینی مطرح شده است که بر اساس آن هم می توان و هم ضرورت دارد که با تلاش و جدّیت فراوان فرزندان مسلمان و ایتام آل محمّد(ص) را از ترفندها و دام های شیاطین حفظ کرد و نسلی پرتحرّک و مؤمن و منتظر آرمان های موعود پرورش داد.

بر اساس این مبانی، نظریه صیانت معتقد است که برای صیانت متربیان و فضا سازی عقلانی و حیاتی از روش های قرنطینه، عادت و تلقین و واکسیناسیون با ضوابط و معیارهای خاص میتوان بهره برد.

ضوابط و معیارهای نظریّه ی صیانت:

با توجّه به این که مراحل تربیت در اسلام به سه دوره ی هفت ساله تعریف شده است که پیامبر(ص) می فرمایند:

« فرزند هفت سال آقا ا ست و هفت سال بنده و هفت سال وزیر است»(مکارم الاخلاق 223)

هرکدام از ضوابط و معیارهای تربیتی در دوره ی خاصی قابل اجرا است، و چون در این مجموعه قصد تفصیل نیست نیازمند دقّت فراوان است.

آن معیارها عبارتند از:

1ـ توجّه به عوامل مؤثّر در تربیت:

توجّه به این نکته ی اساسی که تربیت فقط تعلیم وآموزش یک سری مفاهیم اخلاقی ویا تربیتی نیست که به وسیله ی مربّی به متربی منتقل شود واورا متحوّل کند بلکه اصول دیگری هم برروند تربیت فرزندان اثر می گذارد. به عنوان نمونه عواملی مانند: اصل وراثت، عامل محیط(انسانی وغیر انسانی) ، اراده ی انسان وروحیّه ی انتخاب گری او، عوامل طبیعی وماورای طبیعی، عواطف واحساسات، عوامل رشد و... می توانند در روند تربیت تأثیر داشته باشند.

وعدم توجّه به این عوامل، تمام فعّالیّت های مربّیان را خنثی می کند

2 - القاء محبّت و مودّت اهل بیت(ع) (الگوهای زیبای تربیتی)

نیاز انسان به الگو یک نیاز انکار ناپذیر است. قرار گرفتن تابلوی الگوها به انسان گوشزد می کند که رسیدن به یک مدل ارزش مدار فقط در تئوری مطرح نیست، بلکه عملأ افرادی مانند او توانسته اند به ایده آل دست پیدا کنند.

 به علاوه اگر انسان به الگوی خود محبّت نیز پیدا کند انگیزه برای حرکت در مسیر او را در خود قوی می بیند.

در رأس هر الگوئی معصومان(ع) قرار دارند، مربّیان باید واسطه ی القای معرفت و محبّت معصومین به مُتربیان باشند، که این اصل ریشه ای ترین مسئله در تمام دوران زندگی متربّیان می تواند باشد.

خداوند در داستان زندگی حضرت موسی(ع) می فرماید:(وَ أوحَینا اِلی اُمِّ مُوسی أن أرضِعیه - ما به مادر موسی(ع) وحی کردیم به او شیر بدهد و... 7 قصص) و در ادامه ی داستان زمانی که حضرت موسی(ع) به دست فرعونیان از رود نیل گرفته شد و پستان هیچ زنی را برای خوردن شیر نپذیرفت می فرماید:(وَ حَرَّمنا عَلَیهِ المَراضِع مِن قَبل... این به خاطر آن بود که از قبل تمام شیرده ها را بر او ممنوع کرده بودیم 12 قصص)

پیام تربیتی آیه این ا ست که اگر از همان بدو تولّد فرزند از شیر محبّت مادر و الگوهای زیبای تربیتی سیر شد. محبّت هیچ کس دیگر را نخواهد پذیرفت.

در همین راستا پیامبر اکرم(ص) می فرمایند:

« فرزندانتان را بر سه خصلت تربیت کنید، دوستی پیامبرتان، دوستی اهل بیت(ع) ، و تلاوت قرآن»(ینابیع المودّة 271)

3 -ایجاد رابطه ی محبّت آمیز بین مرّبی و متربی

محبّت ودوستی، اصولأ در زیبائی ها و ارزش های والا بوجود می آید. حال چه زیبائی ظاهری و چه باطنی. مربّی باید خود را به همه ی این زیبائی ها ی معنوی وآراستگی ظاهری آراسته کند تا با ایجاد محبّت اثر تربیتی خویش را در مُتربی ملاحظه نماید.

4 - همدلی و هم زبانی:

ابراز محبّت و حسن خلق و همدلی وهم زبانی مرّبی با متربّی، رابطه عاطفی و گرمی را بوجود می آورد و باب گفتگوهای صمیمانه و غیر رسمی را باز می کند. واین امر موجب اعتماد متربّی به مربّی می شود، که خود این اعتماد محکم ترین محور تر بیت است.

5 - ایجاد محیط پر تحرّک و شاداب و پویا:

نمی توان انتظار داشت که فرزندان تحت تر بیت دینی را درمحیط های سنّتی بسته ومحدود بدون هیچ تنوّعی مانند کلاس های خشک وبی تحرّک نگه داشت وفقط آن ها را مجبور کرد که به سخنرانی مربّی گوش بدهند. بلکه محیط تربیتی باید چه از جهت فیزیکی و چه از جهت روانی و با روش ها و ابزار گوناگون تربیتی سالم و... باهمه ی تحرّک و پویائی وشادابی آماده باشد.

6 - مصاحبت و نظارت:

مصاحبت و نظارت مرّبی بر متربی، ضامن تداوم تربیت بر مبنای صیانت است، این مصاحبت ونظارت همگام با محبّت و اعتماد دوطرفه پی گیری می شود. نباید به تنهائی های متربّی بی اعتنا بود. و متربّی از تحت اِشراف مرّبی اش خارج شود.

7 - حفظ ابهّت و حرمت:

رابطه ی ایده آل مربّی با مُتربّی اش، در حفظ اقتدار خود در عین صمیمیّت و محبّت است. محبّت دوطرفه و نزدیکی و قرابت مربّی و متربّی نباید وجاهت و هیبت متربّی را از میان ببرد.

8 - هویّت بخشی از طریق احساس تعلّق به گروه:

تربیت عقلانی و صیانت از مرّبیان در یک فضای اقیانوسی امکان ندارد، اردوهای صد ها نفری، باهمه ی جاذبه ی ظاهری آن هیچ ارزش تربیتی را در فرزندان نهادینه نمی کند، مُتربّیان در فضای گروهی و تشکیلاتی دقیق و محدود، با تعلّق به گروه همفکر و دارای ارزش های مشترک احساس هویّت می کنند، و در متن جامعه به پشتگرمی گروه از ارزش ها دفاع می نمایند.

9 - ارزیابی و محاسبه:

صمیمیّت در عین ابهّت به مرّبی این فرصت را می دهد که با روش های گوناگون، به محا سبه و ارزیابی متربّی بپردازد، و میزان تَقیُّد یا انحراف مُتربّی را بسنجد و ارزیابی کند.

10 - ایجاد رقابت مثبت در پای بندی به ارزش ها:

ایجاد فضای رقابت مثبت درمتربّیان در زمینه های علمی وعملی تربیتی، فضای هیجانی مثبتی را در همه ی زمینه های تربیتی ایجاد می کند، در گیر و دار این هیجان، انگیزه ای قوی برای تقیّد به ارزش ها در متربّی پدید می آید.

11 - تشویق و تنبیه:

تشویق در لغت به معنای بر انگیختن و تهییج شوق است، و به تعبیر دیگر، ایجاد احساس خوشایند در پی رفتار ارزش مدار، برای توجّه دادن متربّی به حسن کردارش، و ایجاد شوق برای بیشتر و بهتر ادامه دادن آن رفتار.

اما تنبیه به معنای بیدار کردن و از غفلت به در آوردن است، در این حالت نیز همانند تشویق، تکیه بر احساس است لیکن احساسی ناخوشایند.

احساس ناخوشایند بستری می سازد تا وی(قبح رفتار ضدّ ارزشی) را دریابد و به تکرار آن نپردازد.

البتّه مربّیان در مراتب تشویق و تنبیه و شرایط آن باید کاملأ مواظب باشند.

12 - القاء و تلقین:

یکی از شیوه های مهمّ فضا سازی وصیانت این است که فضائی بسازیم تا به طور ناخودآگاه - و سپس خودآگاه ارزش ها را به مُتربی القاء و تلقین کند، و وی را به تقیُد نسبت به آن ها فرا بخواند. در روش هائی مثل تشویق و تنبیه، تقبیح و تحقیر ضد ارزش ها و بزرگ نمائی آن ها. تقیُد مربّی، الگوسازی و همانندسازی، ردّپای آشکاری از القاء و تلقین مثبت ارزش ها مشاهده می شود.

13 - آموزش مستقیم:

تربیت عقلانی و بر اساس صیانت بیشتر یک تربیت القاء محور است نه کلام محور، البته تاکید بر این جنبه نباید ما را نسبت به فواید آموزش مستقیم غافل کنند. در بستر یک فضای غالب ارزشی باید از این فرصت هم بهره گرفت و به متربیان آموخت که آموزه های دینی همه ی ارزش های انسانی را(چه دربعد فردی وچه دربعد اجتماعی) در برمی گیرد، که با برخورد با نحله های فکری متفاوت دلباخته ی آن ها نشوند.

14 - تکریم نفس:

یکی از روش های مؤثر تربیت عقلانی، متذکّر کردن متربی به عزّت دینی و عقلانی اوست. انسان عاقل، شرافت عقلانی خود را پاس می دارد و از باختن و آلودن آن حیا می کند، و در کنار عقل، ایمان به عنوان سرمایه ای بی نظیر باعث سعادت و عزّت وی می گردد.

15 واکسیناسیون:

مقصود از این تعبیر آن است که مُتربی در فضای صیانت شده نسبت به آفات بیرونی غافل و بی خبر نماند. این امر به او یاری می رساند که صیانت درونی را در خود ایجاد و تثبیت کند، هدف از این شیوه آن است که کاری کنیم که مُتربی پس از ورود به دنیای باز و بی حصار، خود را نبازد و با یک محیط کاملأ غریبه برخورد نکند.

واکسیناسیون یک پروسه زمان بَر و تدریجی است، از اوایل هفت ساله دوّم تربیت را میتوان با شیب ملایم و با در نظر گرفتن مقاومت مُتربی، واکسینا سیون وی را آغاز کرد، در مقطع هفت سال سوم مُتربی بیشتر از این ظرفیّت را پیدا می کند که نسبت به آفت ها واکسینه شود مثل این که گاهی او در برابر القائات دشمن قرار دهیم و کمک کنیم که بتواند از خود دفاع کند.

16 - عقلانیّت و تبیین:

در مراحل تربیت مخصوصأ مرحله ی سوّم، دریافت های او از مربّی چه در بُعد نظری و چه بعد علمی باید بر اساس استدلال و عقلانیُت باشد، و دلایل و براهین حسن ارزش ها و قبح ضدارزش ها برای او مشخص باشد.تأکیدی که قرآن در مورد استدلال، تفکّر، تدبّر و تعقّل دارد نشان دهنده اهمیت آن است. در عین حال باید او را با معیارهای عقلی دینی و ارزشی آشنا نمود.

17 - تقوای حضور:

معمولأ آنچه که در ذهن بسیاری وجود دارد این ا ست که تقوی به معنی حفظ و صیانت و پرهیز از بدی ها و زشتی ها است و شاید تصور کلّی این باشد که برای حفظ تقوی باید از منطقه ممنوعه دور شد، گرچه این تصور درست است اما آن چه که در نظریّه صیانت مورد نظر است، تقوای حضور است، یعنی رساندن متربی به جائی که مکانت و شخصیّت خود را بالاتر از آن بداند که آلوده به گناه شود. وگناه را برای خود موجب ذلّت و حقارت و پستی درونی بداند. و خود، خود را صیانت کند.

18 ـ مثبت گرائی و مثبت اندیشی:

مربّی خود باید مثبت اندیش ومثبت گرا باشد، واین روحیّه را در متربّی ایجاد کند. یک ذهن مثبت اندیش درخود خلّاقیّت شخصی، انضباط ونظم، قدرت تخیّل وهدف مشخّصی دارد، ونسبت به اطرافیان با روی باز واندیشه ی مثبت برخورد می کند. یک مربّی همیشه لیستی از توانمندی های مثبت ونقاط ضعف متربی را با خوددارد که بتواند با همان روحیّه ی مثبت گرائی نقاط مثبت را تقویت کند.

مثبت اندیشی به معنای خود را گول زدن و ندیدن مشکلات نیست، بلکه به این معنا است که متربّی باور داشته باشد که برای هر مشکلی راه حلّی وجود دارد، و راه رسیدن به خواسته هایش، عزم خود اواست باتکیه به قدرت لایزال خداوند، و اگر به هدفی نرسید دنیا آخر نمی شود و...

19 هدف داری:

هر نوع بینش ومکتب فکری وتربیتی براساس هدف خاصّی به وجود آمده، وبرای رسیدن به آن هدف، همه ی نیروهای انسانی وغیر انسانی خود را به کار می گیرد. در تربیت دینی، هدف تربیت انسان است در راستای هدف آفرینش، که قرآن درموارد مختلف آن را ترسیم کرده است. ومربّی دینی باید با توجّه به شرایط سنّی وروحی وعقلی متربّیان، آن هارا همسو با آن چشم انداز رهنمون شود.

قرآن، هدف از آفرینش انسان را دریافت رحمت الهی، ودر معرض آزمون های الهی قرار گرفتن انسان، در جهت رشد وکمال، به عنوان اهداف متوسّط، وعبودیّت حق ورسیدن به مقام فرب الهی وباز گشت به سوی خدا را به عنوان هدف نهائی وغائی، معرّفی می فرماید. واتّفاقاً این هدف به شکل نسبتاً متعالی در زمان حاکمیّت حق در حکومت جهانی امام مهدی(ع) محقّق خواهد شد.

واگر متربّی دریابد که: تلاش در جهت کسب علم ودانش، خدمت به مردم درجهت زندگی آرام در راه رضا و خوشنودی حق،

رشد ارزش های اخلاقی وانسانی در وجود خویش، اعتلای فرهنگ وارزش های انسانی، ومبارزه با هر فساد وتباهی و... همه و همه، مصادیقی از عبادت خدا هستند، شوق به تلاش وفعّالیّت درآن ها در او صدها برابر خواهد شد.

20 تلاش برای پرورش انسان هائی منتظر:

تربیت دینی در عصر غیبت(که دوران فتنه ها وحرمان ها و بدعت ها و فساد ها وتباهی ها وستم ها و... است) جز با ایجاد روحیّه ی انتظار وامید به گشایش ونجات انسان، با به وجود آمدن جامعه ی الهی موعود، تحت اشراف امامت وپیشوائی راد مردی الهی ومعصوم(امام حجّة بن الحسن العسکری ع) وحاکمیّت ولایت مطلقه ی الهی او، ثمر بخش نخواهد بود.

انتظار فَرَج هم در سه بعد تولّی وتَبرّی وسازندگی در آموزه های اصیل دینی جلوه پیدا می کند.

مجموعه ی این معیارها به همراه اصل انتظار و القاء محبّت و مودّت اهل بیت(ع) در تمام دوران تربیت می تواند نسل امروز را در برابر هجمه های فرهنگی دنیا حفظ و صیانت کند.

(برداشتی از کتاب درآمدی بر تربیت عقلانی - دکتر سید محمد بنی هاشمی، با نگاهی تازه تر)

حـاجـیان