انسان در خُسران
انسان درخسران
به نام خداوند بخشاینده ی بخشایشگر
و به یاد ولی خدا امام مهدی (عج)
قسم به عصر که پیوسته پوی آواره است
که بر بساط زمین آدمی زیان کاره است
جز آن قبیله که پیوسته ی تولّایند
نخفته اند و میان بسته اند و با مایند
شب از حضیض نهان سوی اوج می آیند
چو وقتِ وقت رسد فوج فوج می آیند
قسم به صبر وصفاشان، به رایشان سوگند
به هیمه ی نَفَس اسب هایشان سوگند
که گرد ظلمت شب را به باره می شویند
به خون تازه زمین را دوباره می شویند
(سروده علی معلم )
خُسران ؟
« وَالعَصرِ ،اِنَّ الِانسانَ لَفی خُسرٍ»
خُسر: به معنای کم شدن،کم کردن، وخُسران: نقصان رأس المال و از بین رفتن آن است. آن را هلاکت، ضلالت و زیان هم معنا کرده اند، به خاطر این که هلاکت و ضلالت یک نوع نقصان وزیان است. (قاموس قرآن جلد2 ص242)
فرق خسران وضرر هم این است که : درضرر اصل سرمایه محفوظ می ماند، وصاحب سرمایه از آن سود و بهره ای نمی برد، و یا بهره ی بسیار کمی از معامله اش دارد. امّا درخسران اصل سرمایه نابود می شود و نتیجه ی آن چیزی جز حسرت نیست.
لحظه لحظه ی عمر انسان به منزله ی سرمایه ی اوست ، وگذر زمان سرمایه ی اصلی اش را از او می گیرد .انسان از لحظه ای که پا به عرصه وجود می گذارد شمارش معکوس عمرش شروع می شود .اما در مقابل چه به دست می آورد ؟
امام علی بن ابیطالب (ع) در تعبیری زیبا می فرمایند :
« بهای جان هایتان جز بهشت نیست مواظب باشید جز به آن نفروشید» (بحار الانوار 70 /132)
از این جا انسان با تمام وجودش این تعبیر قرآن را درک می کند که :
« قسم به زمان ، که انسان در خسران است، مگر آن ها که ایمان آورده اند و اعمال شایسته انجام داده اند و یکدیگر را به حقّ و صبر دعوت می کنند.»
اما چرا اهل ایمان از این حکم استثناء شده اند .با این که حکم خسران کلی است؟
پاسخ این است که : قرآن حساب دنیا وآخرت را یکجا محاسبه می کند .
« دنیا مزرعه ی آخرت و دنیا محلّ تجارت اولیاء خداست. » (علی (ع))
دنیا وآخرت دومنزل ازمنازل سیر وسفر انسان است . به عنوان مثال اگر دو دانه گند م را که یکی بریان شده وسلّول های زنده اش مرده ویکی عا دی است در زمین بکاریم هردو می پوسند .ولی اوّلی فقط می پوسد وچیزی از اوباقی نمی ماند .اما دوّمی درحال پوسیدن وتلخ شدن جوانه می زند ،ریشه می د واند ،سر از خاک بیرون می کند وبه چیز
دیگری که عالی وقوی و پر برکت است تبدیل می گردد. کافر تمام عمرش تباه و تمام میشود اما مؤمن در حال کم شدن به شیء دیگری که قابل بقا است تبدیل می گردد.
و امام سجّاد(ع) در تعبیری عمیق می فرمایند :
« دنیا بازار آخرت است، و نفس انسان، تاجر، و شب و روز، سرمایه ی اصلی (رأس المال) و بهره ی آن، بهشت و خسران آن آتش است. به خدا قسم این تجارتی است که تباه نمی شود و سرمایه ای است که خسران ندارد » (ارشاد القلوب جلد 1 صفحه 59)
ابوذر غفاری می گوید :
« خسران کننده کسی است که با تباه کردن آخرتش دنیایش را آباد کند و با فاسد کردن دینش زندگیش را اصلاح نماید» (مستدرک الوسایل ج12ص 6)
عوامل خسران ؟
همه ی افکار، اعتقادات، کردارورفتارهائی که انسان ر او عمر او را از هدف والای زندگی و وعده های زیبای الهی دور کنند. عوامل خسرانند. قرآن و روایات بسیار با توجّه به این عوامل به انسان ها هشدار داده اند که فهرست وار به آن ها اشاره می شود:
1- غفلت از یاد خدا:
براساس آموزه های دینی هدف والای زندگی انسان عبودیّت خداست .وهرچه که انسان رااز این مسیر باز دارد .جز خسران نخواهد بود :
قرآن در آیه ی 9 سوره ی منافقون می فرماید:
« ای کسانی که ایمان آورده اید ثروت و فرزندان شما، شما را از یاد خدا غافل نکند و کسی که چنین باشد ازخسران دیدگان خواهد بود.»
امام صادق (ع) می فرمایند:
« با هر کسی که ارتباط با او تو را از یاد خدا غافل می کند و الفت با او تو را از اطاعت حق منصرف می نماید، قطع رابطه کن، چون این ها از دوستان و یاران شیطانند. نکند دیدار شما با آن ها شما را در راه حق به سازشکاری و سستی بکشاند، زیرا آن خسران آشکار و بزرگ است و بدون هیچ بهره ای آخرتت را نا بود می کند» (بحار الانوارج71ص160)
همان حضرت در دعای ماه رجب عرضه می دارد:
« خداوندا نومید شدند کسانی که بر بارگاهی جز تو وارد شدند و در خسرانند کسانی که جز به درگاه تو خود را عرضه کردند» (الاقبال ص143)
و قرآن در آیه ی 31 انعام هشدار می دهد:
« قطعاً در خسرانند کسانی که دیدار و لقای خداوند را تکذیب می کنند تا آنگاه که ناگهان قیامت فرا برسد و در آن زمان بگویند: حسرت بر ما که در دنیا زیاده روی کردیم و... »
2ـ غفلت ازآخرت، دنیاطلبی:
اگر باور کنیم که نهایت حرکت و سیر ما در این جهان باز گشت به سوی خداست، و این جا محل عبور است و ما مسافر این وادی. سعی می کنیم از سرمایه ی عمر کوتاهمان بهترین بهره را ببریم و دچار خسران نشویم. امّا افسوس:
در آیه ی 21 سوره ی هود، در مورد کسانی که سدّ راه خدا شده و آن را منحرف می خواهند و به قیامت کافرند می فرماید:
« آن ها کسانی هستند که به خاطر دروغ هایشان در خسران و گمراهی هستند.»
و در ادامه در آیه ی 22 میفرماید: « به ناچار آن ها در آخرت در خسران بیشتری هستند»
و در آیات 4 و5 سوره ی نمل می فرماید:
« آن ها که ایمان به آخرت ندارند، کردارشان را برایشان زینت می دهیم، و آن ها نمی بینند. آن ها کسانی هستند که برایشان عذاب بدی است، و در آخرت از زیان کار ترین هستند »
امام سجّاد (ع) درسخنانی زیبا حال و هوای عده ای از مردم دنیا زده را چنین بیان می کند:
« در بین مردم عدّه ای هستند که خسران زده ی دنیا و آخرتند. دنیا را به خاطر رسیدن به آن ترک می کنند. و گمان می کنند لذّت ریاست باطل برتر از لذّت ثروت و نعمت های حلال است. همه این ها را کنار می گذارند که به ریاست و حکومت برسند. تا جائی که « هرگاه به اوگفته می شود تقوای الهی پیشه کن عزّت ظاهری را باگناه نگه می دارد. پس جهنّم او را کافی است و بد جایگاهی است» (آیه ی 206 سوره ی بقره) پس آن ها گرفتار سردرگمی تاریک و کوری میشوند که آن ها را به عنوان اوّلین باطل به دورترین هدف های خسارت رهبری میکند» (بحارالانوارج2ص84)
3ـ پیمان شکنی :
براساس باورهای دینی و فطری انسان با عهد وپیمانش با خدا و مردم و خودش از دیگر موجودات برتری یافت و فلاح و رستگاری او در سایه ی همین عهد ها و وفای به آن ها است. این عهدها مسئولیت آوراست، و عدم توجّه به آن موجب خسران خواهد بود.
قرآن در آیه ی 27 بقره می فرماید: «آن ها که عهد خدا را بعد از تعهّدشان نقض می کنند و آنچه را که خداوند امر به اتّصال به آن داده است قطع می نمایند و در زمین فساد می کنند، اهل خسرانند.»
از امام حسن عسکری (ع) در تفسیر این آیه آمده است :
« آن جا که خداوند میفرماید: «آنها که عهد خدا را نقض می کنند» مقصود آن عهد و پیمانی است که خداوند بر ربوبیّت خویش و نبوّت محمّد(ص) و امامت علی(ع) و محبّت و کرامت شیعه ی آن ها، از مردم گرفته است. « بعد از تعهّد آنها » یعنی تعهّد محکم و استوار « و آن چه را که خداوند فرمان ارتباط با آن داده است قطع می کنند» یعنی قطع رحم از نزدیکان خود می کنند که به عهدشان می بایست پای بند باشند و ادای حقوقشان بکنند و برترین ارحام که حقّ آن ها از همه واجب تر است، خاندان محمّد(ص) می باشد. زیرا حقوقشان نسبت به پیامبر(ص) مانند حقوق نزدیکان انسان به پدر و مادرشان، بلکه حضرت محمّد(ص) حقّ بیشتری نسبت به پدر و مادرش دارد و به همین ترتیب حقّ خویشاوندان رسول خدا(ص) بزرگتر و قطع رابطه با آن ها گناهش بیشتر و بدتر است. « و در زمین فساد می کنند» به این معنا که از کسانی که خداوند امامت آن ها را واجب کرده دور می شوند و به امامت کسانی که خداوند فرمان مخالفت با آن ها را داده است معتقد می شوند. اهل این صفات « در خسرا نند» به خود خسارت وارد کرده اند آن گاه که به سوی آتش می روند و بهشت بر آن ها حرام می شود. پس امان از خسارتی که آن ها را ملازم عذاب ابدی می کند، و از نعمت های همیشگی محرومشان می سازد» (بحار الانوار ج24ص389)
ازجمله عهد و پیمان هایمان با خداوند، عدم اطاعت و عدم عبادت شیطان بود (سوره ی یس) امّا بسیاری از انسان ها تحت ولایت شیطان و فرمان او درآمدند و قرآن هشدار میدهد که:
«کسی که در برابر خداوند شیطان را به عنوان ولی خود انتخاب کند به خسران آشکاری گرفتار شده است» (آیه 119نساء)
و در آیه ی 19 مجادله: « شیطان بر آن ها مستولی شد و یاد خدا را فراموش کردند. آن ها حزب شیطانند. قطعاً حزب شیطان در خسرانند.»
امروز حاکمیّت شیطان را در دنیا به خوبی میتوان احساس کرد.
و در مورد عهد و پیمان ما با ولایت اهل بیت(ع) از امام حسن عسکری(ع) روایت شده که:
«... پس اگر کسی با برادر پیامبر(ص)(یعنی علی (ع)) بیعت کند و موافقت با ولایت اولیای خدا و دشمنی با دشمنان او را اظهارکند و سپس عهد شکنی کند، و با آنها مخالفت ورزد و ولایت دشمنانشان را بپذیرد، به سوی عذابی که پایان ندارد و نابود نمی شود کشانده خواهد شد و خسران زده ی دنیا و آخرت خواهد شد و این خسران آشکاری است »(بحارالانوارج65ص107)
4ـ ظلم وستم :
از نظر آیات الهی در قرآن، ظلم سه مصداق دارد: ظلم به نفس(خود) که ارتکاب هر گناهی ظلم به نفس است ... ظلم به دیگران که عدم رعایت حقوق مخلوقات به هر شکلی و تجاوز به حقوق آنان ظلم وستم است ... و ظلم به خدا که بزرگترین ظلم به خدا، شرک است. انجام هر نوع ستمی بزرگ ترین خسران در دنیا وآخرت است.
قرآن در آیه ی 82 سوره ی اسرا می فرماید:
«و قرآن را نازل کردیم آن چه که در آن شفا و رحمت برای مومنان است و برای ستمگران جز خسران نخواهد افزود»
از امام صادق(ع) در توضیح این آیه آمده است که:
« مقصود از ظالمان در این آیه، ستمگران به آل محمد(ص) هستند که جز خسران برای آن ها نیست. قرآن شفا و رحمت برای مؤمنان است، زیرا آن ها از قرآن بهره می برند، و خسارت و تباهی برای ستمگران است چون حجّت بر آن ها تمام شده است و جز خسران برای آن ها در دنیا و آخرت نخواهد بود ...» (تاویل الایات الظاهره ص284)
و در مورد قابیل که برادرش را کشت می فرماید:
«و هوای نفس کشتن برادرش را بر او آسان نمود و برادرش را کشت و خود را از خسران زدگان یافت»(30مائده )
و حالِ کُشندگان فرزندان بی گناه خود را چنین بیان می کند:
« قطعاً کسانی که بدون علم و آگاهی و بی دلیل فرزندان خود را کشتند در خسران خواهند بود»(140 انعام )
« و کسی که میزان عملش سبک و خالی است به خویش خسران زده است به دلیل آن که به آیات ما ستم کرده است»(آیه 9 اعراف )
و قرآن از زبان حضرت آدم(ع) و همسرش بیان می فرماید :
« آن دو گفتند: خدایا ما به خود ستم کردیم، و اگر ما را نیامرزی و به ما رحم نکنی از خسران زدگان خواهیم بود» (23 اعراف)
علی(ع) در عبارات کوتاهی می فرمایند:
« کسی که باطل را یاری کند در خسران است»
« آن که فقط برای رسیدن به دنیا عمل می کند زیان کار است»
« کسی که در انجام کار خیر کوتاهی کند در خسران است و پشیمان می شود»
«کسی که خود را مهمل و بی خاصیت بگذارد در خسران است» (غررالحکم )
5ـ مخالفت و دشمنی با رهبران الهی و اهل بیت(ع):
تاریخ بشریت بزرگترین شاهد و گواه است که همه ی انبیای الهی و رهبران و اولیای معصوم(ع) برای هدایت انسان به سوی کمال، سعادت و بهروزی او، و نجات بشریّت از گرداب فساد و تباهی و خسران آمده اند و وعده ی خداوند در تحقّق جامعه آرمانی موعود در همین راستا است. این نکته ی مهم را حتّی دشمنان پیامبران هم اذعان دارند که هیچ پیامبر و رجل الهی با بشریّت هیچ نوع دشمنی و خصومتی نداشته است، بلکه برای نجات انسان، خود، به خطر افتاده اند.
با این شرایط هرنوع دشمنی ومخالفت باآنها مساوی باخسران ابدی است:
امام باقر(ع) در شرح و بیان آیه ی 5 مائده:
«کسی که بعد از ایمان کافر شود « مرتد گردد» اعمال او تباه می شوند و در آخرت از زیان کاران خواهد بود...» میفرماید:
« ایمان در معنای باطنی قرآن، امام علی بن ابیطالب(ع) است. پس هر کس به ولایت او کافر شود. اعمالش تباه و از خسران زدگان خواهد بود» (بحار الانوار ج35ص348)
و علی(ع) میفرمایند:
« کسی که با خدا و رسولش مخالفت کند، گرفتار خسران آشکاری شده است.» (کافی ج1ص141)
در زیارت های ائمه(ع) مانند زیارت جامعه ی کبیره می خوانیم: «سعادتمند شد آن که ولایت شما را پذیرفت و بدبخت و خسران زده شد کسی که با شما مخالفت کرد»
6 ـ موارد دیگر:
قرآن در آیه ی 103و104 سوره ی کهف می فرماید:
« بگو آیا شما را خبر بدهم که زیان کارترین انسان ها چه کسانی هستند؟ آنها که در زندگی دنیوی تلاششان در گمراهی است و گمان میکنند بهترین عمل را انجام می دهند»
علی (ع) در عبارات مختلفی می فرماید:
« کسی که بذر دشمنی را بکارد خسران را درو خواهد کرد »
« دنیا بازار خسران است »
«دنیا و محبت آن موجب خسران آخرت است»
« برای انسان جاهل در هر حالت خسران وجود دارد» (غررالحکم )
در زمینه ی عوامل خسران موارد دیگری هم در روایات و آیات مطرح شده که میتوان آن ها را در تفا سیر و کتاب های روائی مطالعه و مشاهده کرد.
اگر این مسائل و مشکلات عوامل خسران انسانند. بشریّت چه حال و روزی دارد و به کجا چنین شتابان می رود؟
چه کسانی اهل رستگاری و نجاتند و دچار خسران نمی شوند ؟
قرآن در سوره ی عصر در عین حالی که همه ی انسا ن ها را در خسران معرفی می کند، گروه هایی را استثناء می کند که عبارتند از اهل ایمان و عمل صالح و آن ها که یکدیگر را به صبوری و حق دعوت می کنند. درمورد این ها تعابیر مختلفی در روایات آمده است:
امام صادق (ع) در شرح سوره ی عصر می فرماید:
« مقصود از «و العصر» عصر قیام قائم(ع) است و خسران، خسران دشمنان اوست و مقصود از مؤمنان صالح، یاران قائم(ع) هستند، که گرفتار خسران نیستند و یکدیگر را به قول به امامت سفارش میکنند و در ایّام غیبت و فاصله از امامشان، صابر هستند» (منتخب الانوارص179)
و از همان حضرت(ع) نقل شده که:
« خداوند گروهی از برگزیدگان را از خسران استثنا فرمودند، آنجا که می فرماید:
« انسان ها در خسرانند جز آنها که ایمان آورده اند « به ولایت امیرامومنین و عمل صالح انجام می دهند یعنی فرائض و واجبات الهی را مراعات می کنند» و یکدیگر را به حق «یعنی به ولایت سفارش می کنند و سفارش به صبر می کنند» یعنی فرزندان و نوادگان خود را که بعد از آن ها می آیند به صبر در راه ولایت اهل بیت(ع) سفارش می کنند» (بحار الانوار ج24 ص215 )
و چرا چنین نباشد که پیامبران و اوصیای الهی و اهل بیت(ع) پیام آور و مظهر فلاح و رستگاری و سعادت و کمال هستند و دشمنانشان مظاهر ظلم وستم و فساد و شرک و در یک کلمه « مظهر خسرانند».
و سلام بر مهدی (عج) منجی عالم از خسران ابدی
اسماعیل حاجیان