پیام شفاعت
پیام شفاعت
بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیم
اَللّهُمَّ ارزُقنی شَفاعَةَ الحُسَینِ یَومَ الوُرودِ
*****
حافظ اگر قدم زنی در ره خاندان به صدق
بدرقه ی رهت شود همّت شحنه ی نجف
*****
هرگنج سعادت که خدا داد به حافظ
از یُمن دعای شب و ورد سحری بود
*****
آبی به روزنامه ی اعمال ما فشان
باشد توان سترد حروف گناه از او
*****
دوشم نوید داد عنایت که حافظا
بازآ که من به عفو گناهت ضمان شدم
*****
اعتقاد به شفاعت وگفتمان آن به ویژه درایّام عزاداری ائمّه (ع) یکی از مسائل مهم وچالش برانگیز جامعه ی شیعه است. که جای بحث وگفتگوی فراوان دارد. مقصد در این مقاله ی کوتاه، رساندن پیام راستین شفاعت، این اعتقاد امید بخش و شورآفرین، به همه ی انسان های صادق و دلباخته ی ارزش های راستین الهی است.
می پرسند:
فلسفه و دلیل شفاعت چیست؟ آیا چراغ سبز نشان دادن به گنهکاران نیست، که هر خلافی را به امید شفاعت در دنیا انجام دهند؟ آیا این اعتقاد برخاسته از خود برتر بینی گروهی از شیعیان افراطی نیست؟ آیا مسئله ی شفاعت با توحید وعدل الهی منافات ندارد؟ و آیا این بینش به تعبیر عوامانه نوعی پارتی بازی و زیرسؤال بردن تمام نظام جزا و پاداش نیست؟
بررسی:
برای روشن شدن این بحث ها لازم است به کنگاش و بررسی چند نکته در بحث شفاعت پرداخته شود:
سیری درآیات قرآن:
قرآن درعین این که گرفتاری ها وبلاهای دنیا وآخرت را سخت وشد ید معرّفی می کند، امّا راه های نجات رااز هر سو به روی انسان می گشاید، وبه گرفتاران فرصت می دهد که به راه نجات باز گردند. شفاعت درد نیا وآخرت یکی از این راه ها است. شفاعت هشدار می دهد که انسان ها تمام خطوط ارتباطی خود را بایک آلودگی جزئی بااولیای خدا قطع نکنند. وامید وار باشند.
در قرآن آیات مربوط به شفاعت به پنج گروه تقسیم می شوند:
گروه اوّل: آیاتی که شفاعت را به طور کلّی نفی می کنند:
مانند آیه ی 48 مدّثّر، که بعد از ذکر قسمتی از حالات مجرمان بی ایمان دردوزخ، می فرماید:
«شفاعت شفاعت کنندگان به حال آن ها سودی نمی بخشد» و در آیه ی 18 سوره ی غافر هم در مورد ستمگران می فرماید که هیچ شفاعت کننده ای که مورد اطاعت باشد برای آن ها وجود ندارد.
گروه دوّم: آیاتی که شفاعت را مخصوص خدا می شمرد:
در آیه ی 4 سوره ی سجده بعداز اشاره به خلقت آسمان ها وزمین وحاکمیّت خدا برهمه چیز می فرماید:
«هیچ ولی وشفاعت کننده ای برای شما جزاو وجود ندارد»
بنابراین شفیع مطلق و بالذّات، خالق و مدبّر هستی است..
همین معنا درآیه ی 44 زمر بیان شده که «به آن ها بگو تمام شفاعت از آن خدا است»
گروه سوّم: آیاتی است که شفاعت را منوط به اذن خداوند می داند. ودرحقیقت این آیات در راستا و مکمّل آیات گروه دوّم است.
در سوره ی بقره آیه ی 255 (آیة الکرسی) با یک استفهام انکاری می فرماید:
«چه کسی می تواند نزد خدا شفاعت کند جز به اذن او؟» بنابراین پیامبران و اولیای خدا و شافعان روز جزا همگی مشروعیّت شفاعت خود را از خدا می گیرند و تنها به اذن او شفاعت می کنند.
همین معنا در آیه ی (109 طه) مطرح شده است:
«درآن روز شفاعت هیچ کس سودی نمی بخشد جز کسی که خداوند به او اجازه داده و از گفتار او راضی باشد» در هر دو آیه دلیل روشنی وجود دارد بر وجود شفاعت با اذن پروردگار عالم.
گروه چهارم: آیاتی که برای شفاعت کننده و شفاعت شونده شرایطی راذ کر می کند:
در آیه ی 86 زخرف ضمن نفی شفاعت بت ها می فرماید:
«کسانی را که غیراز خدا می خوانند قا در برشفاعت نیستند» سپس گروهی را استثنا کرده می فرماید:
«مگر کسانی که شهادت به حق داده اند وبه خوبی آگاهند»
ودرآیه ی 87 مریم درمورد مجرمان درقیامت می فرماید:
«آن هامالک وصاحب اختیار شفاعت نیستند مگر کسانی که نزد خداوند رحمان عهد و پیمانی دارند»
مقصود از عهد و پیمان، چیزی جز ایمان به خدا و اقرار به یگانگی او، وتصدیق پیامبران، و قبول ولایت اوصیا و... نیست و بنابراین باید میان شفاعت کننده و شفاعت شونده رابطه ای از جهت ایمان و عمل صالح باشد.
گروه پنجم: آیاتی که مربوط به کسانی می شود که شایسته ی شفاعت نیستند:
در آیه ی 18 مؤمن (غافر) می فرماید:
«برای ستمگران درآن روز دوستی وجود ندارد ونه شفاعت کننده ای که شفاعتش پذیرفته شود»
مقصود از ستمگران در این آیه با توجّه به روایات عبارتند از:
کافران و مشرکان، دشمنان اهل بیت(ع) و مخالفان ولایت آن ها، مرتکبین گناهان بزرگ و متجاوزان به حقوق مردم، شراب خواران و سبک شمارندگان نماز، پادشاهان ستمگر و زورگو، غلوّ کنندگان در دین، حرام خواران و کسانی که از کردار های زشت خود پشیمان نیستند، و کسی که عذر مردم را در پیش آمدهای ناگوار نمی پذیرد، وآن ها که با عجب و غرور به اتّکای شفاعت، گرفتار فساد می شوند.
مفهوم شفاعت:
شفاعت از مادّه ی (شفع) به معنای ضمیمه کردن چیزی به همانند اواست. واز این جا روشن می شود که باید نوعی شباهت و همانندی در میان آن دوباشد، هرچند ممکن است تفاوت های جزئی بین آن ها دیده شود.
به همین دلیل، شفاعت به معنای قرآنی این است که شخص گنهکار به خاطر پاره ای از جنبه های مثبت (مانند ایمان، یا انجام اعمال شایسته) شباهتی با اولیای خدا پیدا کند و آن ها با عنایات و کمک های خود، او را هدایت و به سوی کمال سوق دهند و از پیشگاه خدا تقاضای عفو نمایند.
به تعبیر دیگر، حقیقت شفاعت، قرار گرفتن موجودی قوی تر و برتر درکنار موجودی ضعیف تر و کمک کردن به او برای پیمودن مراتب کمال است.
براساس آیات و روایات، شفاعت در دنیا در نقش هدایت شکل می گیرد، و در آخرت در نقش مغفرت و آمرزش، بنابراین کسانی در قیامت مورد شفاعت قرار می گیرند که، در دنیا در کنار شفاعت کنندگان، و در مسیرهدایت گری آنان، و در طیف نور ولایت آنان بوده اند، گرچه گاهی گرفتار گناهان واغوائات شیطانی شده اند. مانند کوهنوردانی که به همراه مربّی خود به دنبال رسیدن به قلّه ی کوه هستند، از تمام فرامین مربّی اطاعت می کنند، امّا گاهی خسته می شوند، بداخلاقی می کنند، مناظر دلفریب اطراف کوه آن ها را می فریبد، و از رفتن باز می مانند، گرمازده و یا سرمازده می شوند، و... ولی چون به دنبال مربّی آمده اند و دل به او سپرده اند، مربّی آن ها را تحمّل می کند، دستشان را می گیرد و نجاتشان می دهد و به قلّه می رساند. امّا کسانی که از همان ابتدا راه خود را از این مربّی جدا کرده اند، اگر گرفتار خطر شوند، مربّی هیچ تعهّدی برای نجاتشان نخواهد داشت.
اهل بیت(ع) کشتی نجات، حبل المتین، عروة الوثقی، انوار الهی، کهف الحصین(پناهگاه محکم واستوار) و... هستند. شفاعتشان از همین دنیا برای کسانی است که در این کشتی سوار شده اند و به این ریسمان محکم چنگ زده اند و در فضای این انوار قرارگرفته اند، و در این پناهگاه محکم پناه گرفته اند، نه آن ها که حتّی در قیافه و لباس دوست از تمام هدایت های آن ها بریده اند و عامل شرمندگی اهل بیت(ع) و یا همنوای با دشمنان رودرروی آنان هستند.
در بخشی از زیارت اربعین چنین به خداوند عرضه می داریم:
«خداوندا... امام حسین (ع) خون پاکش را در راه تو نثار کرد تا بندگانت را از جهالت و حیرت گمراهی نجات دهد» و روشن است کسی که به دنبال حسین(ع) است. با هدایت و دستگیری او از جهالت و ضلالت رهائی می یابد.
شفاعت به چه دلیل؟
روشن است که شفاعت، نه تشویق به گناه است، نه چراغ سبز برای معاصی، نه عامل عقب افتادگی و نه چیزی شبیه پارتی بازی در دنیای امروز. بلکه یکی از محور های مهم ّ تربیتی است که از جهات گوناگون آثار سازنده و مثبت دارد. از جمله:
1 – ایجاد امید و مبارزه با روح یأس:
گاهی غلبه ی هوای نفس و القائات شیطانی سبب ارتکاب گناهان مهمّی می شود، و به دنبال آن، عذاب وجدان و روح یأس بر کسانی که مرتکب آن گناهان شده اند غلبه می کند، که خود عامل آلودگی بیشتر آنان می گردد.
در مسیر هدایت اولیاء الله بودن وامید به شفاعت آن ها داشتن، به آن ها نوید آمرزش می دهد و عامل اصلاح آن ها است.
2 – ایجاد رابطه ای معنوی با اولیاء الله:
مطرح شد که شفاعت منوط به وجود نوعی رابطه ی معنوی درمیان شفیع وشفاعت شونده است، رابطه ای از جنس ایمان و صفات و ملکات فاضله، کسی که امید به شفاعت دارد، سعی می کند این رابطه را حفظ کند، واعمال و رفتارش واندیشه واعتقاداتش موجب رضایت خاطر شافعان باشد.
3 – تحصیل شرایط درک شفاعت:
از مهم ترین شرایط شفاعت، اذن واجازه ی پرورد گار است. کسی که امید وچشمداشت شفاعت دارد، باید این اذن واجازه را به نحوی فراهم سازد، یعنی کاری را انجام دهد که محبوب ومطلوب خداوند باشد. قرآن در سوره ی انبیا ء آیه ی 28 می فرماید:
«تنها کسانی مشمول بخشود گی از طریق شفاعت می شوند که به مقام رضا و خشنودی خدا برسند»
این سخنان باعث می شود که امیدواران به شفاعت دراعمال گذشته ی خود تجدید نظر کنند ونسبت به آینده تصمیم های ارزنده تری بگیرند.
4 – توجّه به سلسله ی شافعان:
در قرآن و روایات فراوانی که در باب شفاعت مطرح شده، افراد و موارد گوناگونی را به عنوان شفیع مطرح کرده اند. توجّه به سلسله ی شافعان درتربیت انسان ها بسیار مفید ومؤثّراست.
رسول خدا (ص) فرمودند:
«شفیعان درقیامت پنج اند: قرآن، صله ی رحم، امانت، پیامبرشما، و اهل بیت(ع) پیامبر(ص)» (میزان الحکمة 5 / 122)
و در روایت دیگری می فرمایند:
«شفاعت برای انبیا و اوصیا و مؤمنان وفرشتگان است...» (بحارالانوار 8/58)
علی (ع) فرموده اند:
«شفاعت کننده ای موفّق تر از توبه نیست.» (نهج البلاغه حکمت 371)
در حدیث دیگری از امام صادق(ع) آمده است که:
«روز قیامت خداوند، عالِم و عابد را مبعوث می کند. هنگامی که در برابر دادگاه عدل الهی قرار گیرند، به عابد گفته می شود: حرکت کن به سوی بهشت، و به عالِم گفته می شود: توقّف کن و مردمی را که به خوبی تربیت کردی شفاعت کن» (بحار الانوار 8/ 56)
در مورد شهدا هم از رسول خدا(ص) نقل شده که فرمودند:
«یک نفراز آن ها درباره ی هفتاد هزارنفر از خانواده و همسایگان شفاعت می کند» (مجمع البیان 2/538)
توجّه به این شافعان گنهکاران را متوجّه خصلت های خوب وزیبا وارزش های متعالی آن ها می کند، که از بعد تربیتی بسیار کارساز وارزشمند است.
و سخن آخر:
پیــام شفاعت: پیام دعوت ورود به دنیای نور است وحیات طیّبه...
پیام دعوت ورود به دنیای علم وآگاهی وبصیرت است...
پیام دعوت ورود به وادی هدایت، و رهائی از جهالت و گمراهی وفساد است...
پیام دعوت ورود به قلعه وحصار محکم الهی وورود به کشتی نجات وتمسّک به ریسمان استوار و محکم خدا است...
که جهان سرگردان و حیرت زده ی امروز به شدّت نیازمند این پیام است و این پیام به طور حتم در دوران ظهور امام همام، حجّة بن الحسن العسکری(عج) فراگیر خواهد شد.
شکر خدا که روزی ما هم ز روضه ها است
بی اشک، ما به نان و نوائی نمی رسیم
بی شوق انتظار به بی راهه می رویم
جز راه دل به کرببلائی نمی رسیم
یااَیُّهَاالعزیز تو شرط رسیدنی
ما مانده ایم و تو، نیائی نمی رسیم
ما را بدون تو به پشیزی نمی خرند
جز با حضور تو به بهائی نمی رسیم
صاحب عزا به دست تهی مان نگاه کن
بی لطف تو به فیض گدائی نمی رسیم
(شعر از عباس احمدی)
(حاجیان)