لَیلَةُ المَبیت

 

به نام خداوند بخشاینده ی بخشایشگر

و به یاد ولیّ خدا امام مهدی (عج)

 

**********

شب همان شب که سفر مبدأ دوران می شد

خط به خط باور تقویم مسلمان می شد

شب همان شب که جهانی نگران بود آن شب

صحبت از جان پیمبر به میان بود آن شب

در شب فتنه، شب فتنه، شب خنجرها

باز هم چاره علی بود، نه آن دیگرها

***********

 

شب اوّل ربیع الاوّل امسال، یکهزار وچهارصد وچهلمین سالگرد « لَیلَةُ المَبیت» شب آغاز هجرت تاریخی پیامبراکرم(ص) و مسلمانان به یثرب(مدینه) و خوابیدن امام علیّ بن ابی طالب(ع) در بستر رسول خدا، و شب بزرگ ترین و زیبا ترین جلوه ی ایثار برای حفظ جان عزیز ترین آفریده ی آفریدگار، برای پایه ریزی تمدّنی بر اساس حیات طیّبه ی ابدی تا برپائی جامعه ی ایده آل مهدوی است، شب هجرت انسان از فرش تا عرش.

سال سیزدهم بعثت، با بالا گرفتن دعوت پیامبر(ص) به اسلام، کفّار قریش پس از مرگ ابوطالب، به آزار واذیّت مسلمانان دامن زده و آنان را به دست کشیدن از اسلام مجبور می کردند. پیامبر(ص) که جان مسلمانان را در خطر دید، پس از پیمانی که با اهل یثرب بست دستور داد تا مسلمانان به آن دیار هجرت کنند. آنان در چند مرحله به صورت دسته های کوچک و پنهانی، و دور از چشم قریش، رهسپار یثرب شدند. کفّار قریش در آخرین چاره اندیشی علیه حضرت تصمیم به قتل وی گرفتند.

جمعی از قریش در دارالنّدوه(محلّ مشورتی قریش) جمع شدند تا درباره ی نوع برخورد با پیامبر تصمیم بگیرند و در نهایت طبق نظر پیرمردی نجدی، و به دستور ابوجهل تصمیم گرفته شد از هر قبیله جوانی دلیر انتخاب شود و شبانه بر پیامبر(ص) حمله کنند و دسته جمعی او را در خانه اش بکشند. زیرا در این صورت خون او در میان همه ی قبایل پراکنده می شد و بنی هاشم که خاندان و خون خواهان او بودند نمی توانستند با همه ی طوایف قریش بجنگند، و ناچار مجبور می شدند به گرفتن دیه رضایت دهند.

به دنبال تصمیم قریش برقتل پیامبر(ص) جبرئیل بر آن حضرت نازل شد و او را از نقشه ی مشرکان آگاه ساخت، و دستور خداوند را برای هجرت ابلاغ کرد.

در آیه ی 30 سوره ی انفال آمده است:

« و هنگامی که کافران درباره ی تو نیرنگ می کردند تا تورا به بند کشند و یا بکشند و یا از مکّه بیرون کنند و نیرنگ می زدند و خدا تدبیر می کرد، و خدا بهترین تدبیرکنندگان است.»

بنابراین پیامبر(ص) تصمیم گرفت قبل از آمدن مشرکان، خانه ی خود را به طرف یثرب ترک گوید. در شب اوّل ربیع الاوّل، برای آن که مشرکان از هجرت او آگاه نشوند به علی(ع) فرمود: « مشرکان می خواهند امشب مرا به قتل برسانند، آیا تو در بستر من می خوابی تا من به غار ثور بروم؟ امام علی(ع) پرسید : در این صورت شما سالم می مانید؟ حضرت فرمودند آری. علی(ع) تبسّمی کرد و سجده ی شکر به جای آورد، و پس از سجده عرض کرد: آن چه را که مأمور شده ای انجام بده که چشم و گوش و قلبم فدای تو باد.»

سپس پیامبر(ص)، علی(ص) را در آغوش گرفت و هر دو گریه کردند و از هم جدا شدند.

علی(ع) بدون هیچ دغدغه ای در بستر مُرادش خوابید. وقتی آرام گرفت، جبرئیل بالای سر او و میکا ئیل پائین پای او آمدند و جبرئیل گفت: «خوشا به حال کسی چون تو ای فرزند ابوطالب که خدا در برابر فرشتگان به تو مباهات می کند.»

مشرکان از ابتدای شب، خانه را محاصره کردند و قرار بود حمله در نیمه شب صورت گیرد، امّا ابولهب گفت در این وقت زنان و فرزندان در خانه هستند و بعد ها عرب در مورد ما می گویند: حرمت فرزندان عموی خود را شکستند.

آنان از پنجره با سنگ، کسی را که در بستر خوابیده بود زدند که مطمئن شوند کسی در بستر خوابیده، و شک نداشتند که وی محمّد(ص) است. صبح که با شمشیر های برهنه به خانه هجوم بردند، علی(ع) را در بستر رسول الله مشاهده کردند، با عصبانیّت به او روی آوردند و پرسید ند: محمّد کجا است؟ علی با صلابت به آن ها پاسخ داد: مگر اورا به من سپرده بودید که از من می خواهید؟ کاری کردید که او ناچار شد خانه را ترک کند...

با دیدن این صحنه تمام ترفند ها و نقشه های آن ها نقش برآب شد. مقداری علی(ع) را آزردند، امّا در نهایت رهایش کردند و به دنبال یافتن پیامبر(ص) به طرف راه یثرب(به طرف شمال مکّه) آمدند، در حالی که پیامبر(ص) در غار ثور(غرب مکّه) حضور داشتند.

همه ی علما و مفسّران شیعه، و گروهی از علمای اهل سنّت از جمله حاکم نیشابوری و سیوطی و... معتقدند آیه ی 207 سوره ی بقره(آیه ی اشتراء) در شأن علی(ع) و در ماجرای لیلة المبیت نازل شده است:

« وَ مِنَ النّاسِ مَن یَشری نَفسَهُ ابتِغاءَ مَرضاتِ اللهِ وَاللهُ رَؤفٌ بِالعِبادِ»

(و از میان مردم کسی است که جان خود را برای طلب خوشنودی خدا می فروشد و خدا نسبت به این بندگان مهربان است.)

ماجرای لیلة المبیت آغاز بزرگ ترین تحوّل تاریخی اسلام بود. البته در حول و حوش آن مسائل زیادی مطرح است که فرصت مطرح کردن آن ها در این مقاله نیست.

 

منابع:

قرآن

المیزان علامه ی طباطبائی

تفسیر عیاشی

المستدرک حاکم نیشابوری

سیره ی نبوی ابن هشام

فروغ ابدیت سبحانی

 

حاجیان